محصولات NTS شامل نخهای تخصصی جراحی (جذبی و غیرجذبی) میباشد که با هدف پاسخگویی به نیاز تمام گروههای جراحی اعم از جراحی عمومی، چشم، قلب و عروق، مغز و اعصاب، زنان و زایمان، ارتوپدی، اورولوژی در کنار سایر محصولات است.
جراحیهای گوش و حلق و بینی (ENT) از حیاتیترین شاخههای پزشکی به شمار میروند، زیرا وظیفه حفظ عملکردهای اساسی بدن مانند تنفس (با رفع گرفتگی بینی و سینوسها یا برداشتن تومورهای حنجره)، شنوایی (از طریق کاشت حلزون و ترمیم استخوانهای ریز گوش میانی)، تعادل (درمان بیماری منیر (Meniere's disease) و مهرههای مایع گوش داخلی)، بلع و تکلم (ترمیم تارهای صوتی و برداشتن ضایعات گلو و حنجره) را بر عهده دارند. بدون این جراحیها، بسیاری از بیماران با کمشنوایی دائمی، نارسایی تنفسی، اختلال در تغذیه و یا پیشرفت تومورهای کشنده دست و پنجه نرم میکردند.
خوشبختانه، پیشرفت علم پزشکی و بهرهگیری از ابزارهای مدرنی مانند میکروسکوپهای سهبعدی و آندوسکوپهای زاویهدار (برای جراحیهای کمتهاجمی سینوس و قاعده جمجمه)، سیستم ناوبری جراحی (جراحی با هدایت تصویری) برای افزایش دقت در تخلیه ضایعات عمقی، استئوتومهای پیزوالکتریک (که استخوان را با امواج فراصوتی برش میدهند بدون آنکه به بافت نرم آسیب بزنند)، و نخهای بخیه بسیار نازک و قابل جذب همراه با سوزنهای بدون آسیب (برای ترمیم عصب برگشتی حنجره یا اتصال عروق ریز در جراحیهای بازسازی)، توانسته است دقت عمل را بالا ببرد، عوارض را کاهش دهد و نتایج عملکردی و زیبایی را به طرز چشمگیری بهبود بخشد.
جراحی گوش از سه بخش اصلی تشکیل شده: گوش خارجی (لاله و مجرای گوش)، گوش میانی (پرده صماخ و سه استخوان ریز به نام چکشی، سندانی و رکابی) و گوش داخلی (حلزون شنوایی و دستگاه تعادل).
گوش میانی امواج صوتی را به ارتعاش تبدیل میکند و حلزون شنوایی این ارتعاشات را به سیگنالهای عصبی برای مغز ترجمه میکند. هر مشکلی در این بخشها میتواند دو عارضه جدی به همراه داشته باشد: کمشنوایی (که اگر از گوش خارجی یا میانی باشد، «انتقالی» و اگر از حلزون یا عصب شنوایی باشد، «حسی-عصبی» نام دارد) و اختلال تعادل (سرگیجه و عدم تعادل). اگر این مشکلات درمان نشوند، نه تنها کیفیت زندگی پایین میآید، بلکه خطراتی مانند انزوای اجتماعی، زوال عقل، زمین خوردن و آسیبهای ناشی از آن را به دنبال دارند.
جراحی اتوپلاستی برای اصلاح شکل و زاویه لاله گوش یا ترمیم پارگی آن انجام میشود. این جراحی برای مشکلاتی مثل برجستگی گوش، ریزگوشی مادرزادی (میکروتیا – حدود یک نفر در هر ۵ تا ۱۰ هزار تولد)، پارگی بر اثر گوشواره یا ضربه و نامتقارن بودن دو گوش به کار میرود. در روش استاندارد طلایی برای کودکان، جراح از غضروف دنده خود بیمار یک قاب طبیعی برای گوش میسازد. ترمیم پارگی لاله گوش معمولا با بیحسی موضعی و بخیههای ظریف انجام میشود. جراحی در کودکان پس از ۵ سالگی و در بزرگسالان در هر سنی قابل انجام است.
روشهای غیرجراحی محدودند: استفاده از پروتز سیلیکونی چسبی، چسب بافت (برای پارگیهای خیلی ساده)، تزریق فیلر (برای کمبود حجم خفیف) یا پوشاندن نقص با مو و لوازم جانبی.
این جراحی برای بستن سوراخ مزمن پرده صماخ (پرفوریشن) که خودبهخود خوب نمیشود، انجام میگردد. علت این سوراخها معمولا عفونتهای مزمن گوش میانی، ضربه (مثل فرو کردن جسم خارجی) یا خارج کردن نادرست لوله تهویه در کودکان است. جراح با برداشتن یک تکه بافت همبند (از ماهیچه کنار گوش یا غضروف گوش) سوراخ را ترمیم میکند. هدف اصلی جلوگیری از عفونتهای مکرر گوش میانی و بهبود کمشنوایی است.
روشهای غیرجراحی: اگر سوراخ بسیار کوچک باشد، گاهی فقط با مراقبت (خودداری از ورود آب به گوش) بسته میشود. همچنین گاهی از «پچ موقت کاغذی» استفاده میشود که در حدود دو سوم موارد برای سوراخهای کوچک موفق است.
این جراحی برای درمان اتواسکلروز(Otosclerosis) انجام میشود؛ بیماری که در آن رشد استخوانی غیرعادی دور استخوان رکابی را گرفته و مانع حرکت آن میشود و باعث کمشنوایی انتقالی میگردد. در روش مدرنتر (استاپدوتومی) جراح یک سوراخ بسیار ریز در پایه رکابی ایجاد کرده و یک پروتز مصنوعی (از جنس پلاتین یا تیتانیوم) جایگزین آن میکند تا ارتعاشات را به گوش داخلی منتقل کند. روش قدیمیتر (استاپدکتومی) برداشتن کامل رکابی است. اگر بیمار تمایل به درمان قطعی داشته باشد و کمشنوایی با سمعک خوب جبران نشود، جراحی توصیه میشود.
روشهای جایگزین غیرجراحی: استفاده از سمعکهای پیشرفته یا سمعکهای متصل به استخوان که لرزش را مستقیما از استخوان جمجمه به گوش داخلی میفرستند.
این جراحی برای افرادی است که کمشنوایی حسی-عصبی بسیار شدید در هر دو گوش دارند و با استفاده از سمعکهای فوققدرت (چند ماه تلاش منظم) بهبود کافی نمیگیرند. در این روش، یک آرایه الکترود درون حلزون گوش داخلی کاشته میشود و مستقیما عصب شنوایی را تحریک میکند. به این ترتیب فرد میتواند صداها و حتی گفتار را درک کند. کاشت حلزون زمانی توصیه میشود که نمره تشخیص گفتار فرد با سمعک زیر ۴۰ تا ۶۰ درصد باشد.
روش غیرجراحی جایگزینی برای کمشنوایی عمیق وجود ندارد. فقط برای گروهی از بیماران که مقداری شنوایی باقی مانده دارند، گاهی از سمعکهای استخوانی بسیار پرقدرت یا «کاشت ترکیبی» استفاده میشود.
بینی از دو بخش ساخته شده: یکسوم بالایی آن استخوانی و دوسوم پایینی آن غضروفی است. کارهای مهم بینی عبارتند از: گرم و مرطوب کردن هوایی که تنفس میکنیم، تصفیه آن از گرد و غبار، حس بویایی، تشدید صدا هنگام حرف زدن، و تخلیه ترشحات سینوسها. اگر این ساختارها به دلیل مشکلات مادرزادی، ضربه، عفونت یا پیری دچار اختلال شوند، عواقب جدی مانند گرفتگی دائمی بینی، خروپف شدید و آپنه خواب (قطع تنفس در خواب)، از دست رفتن بویایی (که میتواند خطرناک باشد، مثلا نشت گاز را متوجه نشوید)، عفونتهای مکرر سینوس، خونریزیهای پی در پی و نامتقارن شدن ظاهر صورت رخ میدهد. بدون درمان، این مشکلات کیفیت زندگی و سلامت روان فرد را به شدت تحت تاثیر قرار میدهند.
این جراحی برای اصلاح همزمان شکل و کار بینی انجام میشود. دو هدف دارد: زیبایی (مانند برداشتن قوز، فرم دادن به نوک بینی، و تنگ کردن سوراخها) و عملکردی (رفع مشکلات تنفسی ناشی از ناهنجاریهای ساختاری). معمولا پس از کامل شدن رشد اسکلت صورت (۱۵ تا ۱۸ سالگی) و زیر بیهوشی عمومی انجام میشود. جراحی به دو روش بسته (برشها در داخل بینی) یا باز (یک برش کوچک روی ستون بینی) انجام میگردد. جراح استخوان و غضروف اضافه را برداشته و در صورت نیاز از غضروف تیغه داخلی بینی برای پیوند استفاده میکند. پس از عمل، آتل خارجی و اسپلینت داخلی برای ثابت نگه داشتن بینی گذاشته میشود.
روشهای جایگزین غیرجراحی شامل تزریق فیلرهای پوستی (برای رفع قوزهای خفیف یا فرورفتگیها که ۶ تا ۱۲ ماه ماندگاری دارد) و تزریق بوتاکس (برای افتادگی خفیف نوک بینی) است. اما این روشها نمیتوانند اندازه بینی را کم کنند یا مشکلات تنفسی را حل کنند.
تیغه میانی بینی دیوارهای است که دو سوراخ بینی را از هم جدا میکند. اگر این تیغه انحراف داشته باشد و باعث گرفتگی شدید تنفس، خروپف قوی، آپنه خواب، خونریزیهای مکرر یا سینوزیت عودکننده شود، جراحی سپتوپلاستی انجام میگیرد. شرط آن این است که درمانهای دارویی حداقل ۳ تا ۶ ماه موثر نبوده باشند. جراحی زیر بیهوشی عمومی و بدون هیچ برش خارجی انجام میشود؛ جراح از راه یک برش کوچک داخل مخاط جلوی تیغه، بخشهای انحرافی استخوان و غضروف را برداشته و صاف میکند و سپس مخاط را با نخهای قابل جذب بخیه میزند.
روشهای غیرجراحی شامل اسپریهای استروئیدی داخل بینی (مثل فلوتیکازون و مومتازون)، قطره سالین، نوارهای چسبنده خارجی بینی (که هنگام خواب مجاری را موقتا باز میکنند)، درمان آلرژی و تمرینات تنفسی است. اما در انحراف شدید، این روشها فقط تسکین نسبی میدهند.
این روش کمتهاجمی برای درمان سینوزیت مزمن (التهاب سینوسها بیش از ۱۲ هفته) که به درمان دارویی جواب نداده، به کار میرود. علائم آن شامل گرفتگی بینی، ترشحات چرکی، درد صورت، کاهش بویایی و سردرد مزمن است. جراح با استفاده از آندوسکوپ (لوله باریک دارای دوربین) که از سوراخ بینی وارد میشود، بدون هیچ برش خارجی، بافتهای بیمار مانند پولیپها، غشای ملتهب و استخوانهایی که مسیر تخلیه سینوس را بستهاند، برمیدارد. در موارد پیچیده، از سیستم ناوبری تصویری استفاده میشود تا به قاعده جمجمه و مدار چشم نزدیک نشود و کار ایمنتر انجام گیرد.
روشهای جایگزین بدون جراحی عبارتند از: شستشوی روزانه سینوس با سرم نمکی، اسپریهای استروئیدی، کورتیکواستروئیدهای خوراکی کوتاه مدت، آنتیبیوتیکهای طولانی مدت، بالون سینوپلاستی (باز کردن روزنه سینوس با بالون بدون برداشتن بافت)، و استنتهای دارویی زیستتخریبپذیر.
اگر بر اثر ضربه (تصادف، نزاع، سقوط) استخوانهای بینی جا به جا شده باشند، عدم تقارن واضح داشته باشند، پل بینی فرو رفته باشد، تنفس مختل شده باشد یا تجمع خون در تیغه بینی (هماتوم سپتال، septal hematoma) ایجاد شده باشد، جراحی لازم است. بهترین زمان جراحی ۷ تا ۱۴ روز پس از ضربه، بعد از فروکش کردن تورم اولیه است. جراح زیر بیهوشی عمومی یا بیحسی موضعی، قطعات جابجا شده را با ابزار مخصوص سر جای خود برمیگرداند (جااندازی بسته). اگر شکستگی ناپایدار باشد، از پلاک و پیچ تیتانیومی استفاده میشود. اگر هماتوم سپتال وجود داشته باشد، باید ظرف ۲۴ تا ۷۲ ساعت تخلیه شود تا غضروف از بین نرود.
روشهای غیرجراحی: در شکستگیهای ساده با جابجایی خفیف، گاهی میتوان در مطب و به صورت سرپایی جااندازی کرد. در شکستگیهای بدون جابجایی و بدون مشکل تنفسی، فقط نظارت و کمپرس سرد و داروی ضدالتهاب کافی است. اما در جابجایی شدید، این روشها کافی نیستند.
لوزهها و آدنوئیدها دو مجموعه از بافت لنفاوی هستند. لوزهها در پشت گلو قرار دارند و آدنوئیدها در فضای پشت حلق (نازوفارنکس). این بافتها بخش مهمی از سیستم ایمنی بدن هستند و نقش دفاع اولیه را در برابر میکروبهایی که از راه دهان و بینی وارد میشوند، ایفا میکنند. اما گاهی خود این بافتها به منبع مزمن عفونت تبدیل میشوند (مثل تونسیلیت عودکننده یا آدنوئیدیت مزمن) یا به دلیل التهاب بزرگ شده و راه هوایی را مسدود میکنند (مثل آپنه انسدادی خواب یا اختلال در تنفس بینی).
در این شرایط، دیگر مفید نیستند و برداشتن آنها به یک اقدام درمانی ضروری تبدیل میشود. اگر این جراحیها انجام نشوند، لوزههای بزرگ و ملتهب نه تنها با گلودردهای مکرر و تب، کیفیت زندگی بیمار را پایین میآورند، بلکه عوارض جدیتری مانند آبسه اطراف لوزه، آپنه انسدادی خواب (که به قلب و مغز فشار میآورد)، اختلال در رشد کودکان به دلیل تنفس دهانی مزمن، و حتی مشکلات دندانی و گفتاری ایجاد میکنند.
خوشبختانه، روشهای نوین و کمتهاجمی مانند تونسیلکتومی با کوبلیشن که با دمای پایین (۴۰ تا ۶۰ درجه سانتیگراد) کار میکند و آسیب کمی به بافت اطراف میزند، و همچنین آدنوئیدکتومی با هدایت آندوسکوپ بینی و ابزارهای دقیق رادیوفرکانسی، توانستهاند میزان خونریزی حین عمل و درد پس از جراحی را به طور قابل توجهی کاهش دهند و دوره نقاهت بیماران (به ویژه کودکان) را کوتاهتر کنند.
این جراحی زمانی انجام میشود که بیمار در گذشته حملات مکرر تونسیلیت (التهاب لوزه) با علائمی مانند تب بالا، ترشحات چرکی روی لوزهها و تورم غدد لنفاوی گردن داشته باشد. براساس معیارهای علمی، دلیل اصلی جراحی عبارت است از: ۷ بار یا بیشتر عفونت در یک سال گذشته، یا ۵ بار در هر سال طی دو سال گذشته، یا ۳ بار در هر سال طی سه سال گذشته. جراحی تونسیلکتومی معمولا با دید مستقیم از طریق دهان انجام میشود.
جراح لوزه را به طور کامل از فضای اطرافش جدا کرده و با روشهای مختلفی مانند کاتر الکتریکی (الکتروکوتر)، کوبلیشن (Coblation) یا دیسکسیون سرد (با قیچی و اسکالپل) آن را خارج میکند. پس از برداشتن لوزه، زخم ایجاد شده در کنار حلق به طور طبیعی بهبود مییابد. دلایل انجام این جراحی نه تنها جلوگیری از عود حملات عفونی و آبسههای اطراف لوزه است، بلکه رفع انسداد راه هوایی ناشی از بزرگی بیش از حد لوزهها (درجه ۳ یا ۴) که باعث خروپف شدید و وقفه تنفسی در خواب میشود نیز میباشد.
در مواردی که علائم بسیار خفیف است یا بیمار بیماریهای زمینهای خاصی دارد، روشهای جایگزین غیرجراحی عبارتند از: تجویز آنتیبیوتیکها در صورت شک به عفونت، درمان با استروئیدها برای کاهش اندازه لوزهها در حملات حاد، و در موارد انسداد مزمن تنفسی، استفاده از دستگاههای CPAP در شب.
این جراحی زمانی انجام میشود که بافت لنفاوی پشت حلق (نازوفارنکس) به دلیل عفونتهای مکرر به طور مزمن بزرگ شده باشد و راه هوایی بینی را مسدود کند یا عملکرد تخلیه گوش میانی را مختل نماید. معیارهای اصلی جراحی عبارتند از: احتقان مزمن بینی همراه با تنفس دهانی، خروپف شدید و وقفه تنفسی در خواب، آدنوئیدیت عودکننده با ترشحات چرکی پشت حلق بیش از پنج بار در سال، و اوتیت میانی سروز مزمن (تجمع مایع پشت پرده صماخ) در کودکان ۴ تا ۱۷ ساله که به درمان دارویی پاسخ نداده باشد.
جراحی آدنوئیدکتومی در کودکان معمولا با بیهوشی عمومی انجام میشود. جراح از طریق دهان و با استفاده از ابزارهای مختلفی مانند کورت آدنوئید (در روش سنتی) یا تکنیکهای مدرنتر مثل سوکشن دیاترمی (الکتروکوتر مکنده) و کوبلیشن (با هدایت آندوسکوپ بینی) بافت اضافه آدنوئید را حذف میکند. روش مدرن کوبلیشن با حرارت پایین، عملی سریع (۲۰ تا ۳۰ دقیقه) را با حداقل تخریب بافت سالم همراه میسازد.
دلایل انجام جراحی عبارتند از: رفع انسداد مکانیکی مجرای بینی (که در صورت عدم جراحی میتواند منجر به ناهنجاریهای فک و صورت در کودکان شود)، کاهش تعداد دفعات ابتلا به سینوزیت و اوتیت (عفونت گوش میانی)، و بهبود کیفیت خواب.
روشهای جایگزین غیرجراحی شامل: استفاده طولانی مدت از اسپریهای استروئیدی بینی و شستشوی بینی با آب نمک برای کاهش حجم آدنوئید در موارد خفیف، درمان آنتیبیوتیکی حملات حاد عفونت استرپتوکوکی (Streptococcus)، و به کارگیری ماسک CPAP در صورت اصلی بودن اختلال تنفسی در خواب (آپنه) میباشد. همچنین در کودکان با آدنوئید بزرگ و علائم خفیف که ریسک جراحی بالایی دارند، رویکرد نظارت و انتظار به مدت معینی در نظر گرفته میشود تا مشخص شود آیا با رشد کودک، لوزه سوم به طور طبیعی کوچک میشود یا خیر.
حنجره یا جعبه صدا، اندامی عضلانی-غضروفی در بالای نای است. کارهای اصلی آن عبارتند از: تولید صدا، عبور دادن هوای تنفسی به ریهها، و جلوگیری از ورود غذا و مایعات به مجرای تنفسی هنگام بلع. این اندام حیاتی با داشتن تارهای صوتی کار میکند؛ وقتی هوا از کنار تارها عبور میکند، آنها به لرزه درمیآیند و صدا و گفتار را ممکن میسازند. به این ترتیب، حنجره نقش کلیدی در ارتباطات روزانه ما دارد. اگر در این عضو اختلال ایجاد شود، عواقب جدی مانند از دست دادن توانایی صحبت کردن (در صورت برداشتن کامل حنجره)، مشکل در بلع، تنگی نفس مزمن و آسپیراسیون (ورود غذا به نای) رخ میدهد. بدون درمان به موقع، این مشکلات کیفیت زندگی بیمار را به شدت کاهش میدهد و حتی ممکن است جان او را تهدید کند.
خوشبختانه، جراحیهای نوین حنجره شامل روشهای میکروسرجری و لارنگوسکوپی، ضمن حفظ عملکردهای حنجره و کاهش عوارض، باعث بهبود چشمگیر نتایج درمانی و کاهش ناتوانی بیماران شده است.
انجام هر نوع جراحی حنجره به تشخیص دقیق پزشک و بسته به نوع بیماری و شرایط بیمار بستگی دارد. برداشتن ضایعات خوشخیم تارهای صوتی (مانند پولیپ، ندول، کیست و گرانولوم) با جراحی میکروسکوپی یا لیزر آندوسکوپیک، زمانی ضروری است که بیمار دچار گرفتگی مزمن صدا، سرفه و احساس جسم خارجی در گلو شده باشد و به درمان دارویی پاسخ نداده باشد.
در تومورهای بدخیم حنجره، بر اساس وسعت ضایعه، گزینههای جراحی متفاوت است: از جراحی آندوسکوپیک با لیزر (برای تومورهای کوچک و محدود) تا لارنژکتومی جزئی و توتال (برای تومورهای پیشرفته). در موارد تنگی و انسداد مزمن حنجره که با روشهای محافظهکارانه قابل رفع نباشد و جریان تنفس بیمار را تهدید کند، جراحی ترمیمی و بازسازی لومن حنجره انجام میشود و در موارد شدید، لارنژکتومی به کار میرود. همچنین در آسیبهای حنجره ناشی از ترومای شدید، برداشتن بخش آسیبدیده و ترمیم عملکردهای تنفس و بلع از اهداف اصلی جراحی است.
جراحیهای حنجره بسته به نوع و وسعت بیماری، با روشهای مختلفی انجام میشوند. شایعترین روش، میکرولارنگوسکوپی است: در این روش از طریق دهان، یک لارنگوسکوپ (دوربین باریک مجهز به نور و اپتیک) وارد حنجره میشود و جراح با استفاده از میکروسکوپ جراحی و ابزارهای تخصصی ظریف، ضایعاتی مانند پولیپ، ندول و تومورهای کوچک را برمیدارد. در تکنیک جراحی لیزری حنجره (TLM) که یک روش کمتهاجمی و دقیق است، جراح با میکروسکوپ و لیزر، تومور را لایه به لایه از روی تارهای صوتی جدا و تبخیر میکند. این روش برای مراحل اولیه سرطان حنجره نتایج بسیار مطلوبی دارد.
در موارد تومورهای بزرگتر یا پیشرفته که روشهای آندوسکوپیک قابل انجام نیستند، جراحی باز حنجره انجام میشود: از طریق یک برش در گردن، بافتهای لازم شامل تارهای صوتی، غضروفها و گاهی غدد لنفاوی منطقه حذف و سپس ترمیم میگردند. پس از اتمام جراحی، معمولا یک لوله تنفسی موقتی (تراکئوستومی) برای بیمار گذاشته میشود تا راه هوایی ایمن نگهداری شود. مدت زمان عمل بسته به نوع جراحی از ۱ تا ۱۰ ساعت متغیر است. در موارد لارنژکتومی توتال (برداشتن کامل حنجره)، بیمار با یک سوراخ دائمی در گردن (استوما) و تغییراتی در شیوه تنفس، تکلم و بلع مواجه خواهد بود.
برخی ضایعات حنجره و بیماریهای تارهای صوتی را میتوان بدون جراحی و با روشهای محافظهکارانه درمان کرد. گفتاردرمانی (Speech Therapy) یکی از مهمترین و موثرترین روشهای غیرجراحی برای درمان اختلالات عملکردی تارهای صوتی مانند ندولهای اولیه، دیسفونی اسپاسمودیک و اختلالات ناشی از استفاده نادرست از صدا است. در این روش که توسط آسیبشناس گفتار و زبان (گفتاردرمانگر) انجام میشود، تکنیکهای تنفسی، کنترل بلندی صدا و اصلاح الگوی ارتعاش تارهای صوتی به بیمار آموزش داده میشود. رادیوتراپی (پرتودرمانی) و کمورادیوتراپی (رادیوتراپی همراه با شیمیدرمانی) به عنوان درمان خط اول در بسیاری از سرطانهای حنجره با درجه بدخیمی متوسط و مراحل اولیه مطرح هستند.
تحقیقات نشان داده است که در حال حاضر رادیوتراپی و جراحی داخل حنجره دو بازوی اصلی درمانی برای ضایعات بدخیم حنجره هستند و به موازات هم پیش میروند، در حالی که از جراحی باز با رویکرد خارجی کمتر استفاده میشود. تزریق درون عضلات حنجره (تزریق سم بوتولینوم یا کلاژن) برای درمان دیسفونی اسپاسمودیک و نیز افزایش حجم تارهای صوتی آتروفی، یک روش کمتهاجمی و سرپایی است.
همچنین در موارد پولیپها و ضایعات خوشخیم کوچک، استراحت صوتی کامل به مدت چند هفته به همراه درمان رفلاکس اسید معده (با مهارکنندههای پمپ پروتون) میتواند منجر به کوچکشدن یا حتی ناپدید شدن ضایعه شود. در نهایت، استفاده از پروتزهای صوتی و راهکارهای تقویتی ارتباطی (مثل رایانههای قابل حمل و دستگاههای تقویت صدا) به عنوان روشهای حمایتی پس از یا در بیمارانی که دچار انسداد شدید راه هوایی غیرقابل جراحی هستند، به کار میروند.
هرچند روشهای غیرجراحی نمیتوانند جایگزین کامل جراحیهای نجاتبخش در بدخیمیهای پیشرفته باشند، اما در شرایط مناسب، نقش کلیدی در حفظ ساختار حنجره و بهبود کیفیت زندگی بیمار دارند.
جراحی غدد بزاقی به مجموعه اقداماتی گفته میشود که برای رفع انسداد مجاری بزاقی به دلیل تشکیل سنگ (که به آن سیالولیتیازیس میگویند)، برداشتن تومورهای خوشخیم یا بدخیم، یا درمان عفونتهای مزمن و عودکننده غدد بزاقی (به ویژه غدد زیرفکی و پاروتید) انجام میشود. شایعترین علت انجام این جراحی، سنگهای بزاقی هستند که در مجرای غده گیر کرده و جریان بزاق را مسدود میکنند.
در شرایط زیر جراحی ضرورت پیدا میکند: سنگ بزرگتر از ۵ میلیمتر باشد، در قسمت عمقی مجرا (نزدیک غده) قرار داشته باشد، با روشهای غیرجراحی دفع نشود، یا باعث حملات مکرر تورم دردناک، عفونت و آبسه گردد. روشهای مدرن جراحی شامل سیالوآندوسکوپی (آندوسکوپی مجاری بزاقی با ابزار بسیار ریز برای خارج کردن سنگ)، سنگشکنی بروناندامی با امواج شوک و در موارد پیچیده، برداشتن غده از طریق جراحی باز (غدهبرداری) هستند. همچنین در تومورهای غدد بزاقی، جراحی کامل غده همراه با حفظ عصب صورت (در غده پاروتید) به عنوان روش استاندارد طلایی شناخته میشود.
اگر سنگ بزاقی یا انسداد مجرا به موقع تشخیص داده نشود و درمان نشود، عوارض جدی و رو به رشدی ایجاد خواهد شد. انسداد مداوم مجرا باعث میشود بزاق در داخل غده حبس شود و محیط مناسبی برای رشد باکتریها فراهم گردد. اولین نشانه آن، عفونت مکرر غده است که با درد، تورم، قرمزی و تب خود را نشان میدهد. اگر انسداد ادامه یابد، عفونت میتواند به آبسه (تجمع چرک) در داخل یا اطراف غده منجر شود؛ این وضعیت اورژانسی است و نیاز به تخلیه چرک و آنتیبیوتیک وریدی دارد.
در موارد نادر و پیشرفته، عفونت کنترلنشده میتواند به بافتهای مجاور مانند حلق، فضای عمقی گردن و حتی قفسه سینه گسترش یابد و به عفونت منتشر خون تبدیل شود که زندگی بیمار را تهدید میکند. همچنین انسداد طولانی مدت میتواند به آسیب دائمی و تحلیل رفتن غده بزاقی بیانجامد. در موارد تومورهای بدخیم، عدم جراحی به موقع باعث تهاجم موضعی، گسترش سرطان به غدد لنفاوی گردن و کاهش چشمگیر شانس بقا میشود.
برای سنگهای کوچک (زیر ۳ تا ۴ میلیمتر) و در مراحل اولیه، روشهای غیرجراحی متعددی وجود دارد. روشهای محافظهکارانه عبارتند از: افزایش مصرف مایعات (حداقل ۲ تا ۳ لیتر در روز)، ماساژ ملایم و منظم ناحیه غده از عقب به سمت جلو برای کمک به دفع سنگ، مصرف قطرههای ترش مانند آب لیمو یا جویدن آدامس بدون قند برای تحریک جریان بزاق، و استفاده از داروهای ضدالتهاب غیراستروئیدی برای کاهش درد و تورم.
درمان دارویی شامل تجویز آنتیبیوتیکهای خوراکی (مانند آموکسیسیلین-کلاوولانات یا کلیندامایسین) در موارد عفونت خفیف است. سنگشکنی بروناندامی با امواج شوک نیز در موارد سنگهای تا ۷ میلیمتر که در قسمت عمقی مجرا قرار دارند، بدون نیاز به بیهوشی و به صورت سرپایی قابل انجام است. در تومورهای خوشخیم کوچک و بدون علامت، میتوان به جای جراحی فوری از نظارت دورهای با تصویربرداری (اولتراسوند یا سیتی اسکن) هر ۶ تا ۱۲ ماه استفاده کرد. در موارد خفیف خشکی دهان ناشی از کاهش عملکرد غدد ، بزاق مصنوعی، قطرههای تحریککننده بزاق (مانند پیلوکارپین) به عنوان جایگزینهای غیرجراحی به کار میروند.
لازم به یادآوری است که روشهای غیرجراحی عمدتا برای موارد خفیف و سنگهای کوچک مناسب هستند؛ در سنگهای بزرگ، انسداد کامل، عود مکرر یا تومورهای بدخیم، جراحی همچنان درمان اصلی و قطعی محسوب میشود.
جراحی برای برداشتن کیستهای گوش، حلق و بینی معمولا در شرایطی انجام میشود که کیست عفونت مکرر ایجاد کند، باعث فشار و اختلال در تنفس، بلع یا شنوایی شود، رشد سریعی داشته باشد یا احتمال بدخیمی در آن وجود داشته باشد. پیش از جراحی، پزشک گزینههای کمتهاجمی را هم بررسی میکند؛ مثلا تخلیه کیست با سرنگ اولین قدم است، اما اغلب موقتی است و کیست دوباره پر میشود.
برای کیست لاله گوش، تنها راه قطعی و جلوگیری از عود، برداشتن کامل پوشش داخلی کیست با جراحی است. در برخی نقاط، روش کیستروبییا مارسیالیزاسیون که با آندوسکوپ (دوربین) انجام میشود، مزایایی مثل جراحی کوتاهتر و درد کمتر نسبت به روش باز دارد.
روشهای دیگری مثل لیزر یا امواج رادیوفرکانس و درناژ آبسه در صورت عفونت هم از گزینههای جایگزین هستند. برای کیست تارهای صوتی، گاهی اول گفتاردرمانی امتحان میشود و در عفونت کیست پیشگوشی، آنتیبیوتیک تجویز میگردد.
اگر کیستهای ENT دیر تشخیص داده شوند یا درمان نشوند، میتوانند مشکلات جدی ایجاد کنند. یکی از شایعترین عوارض، عفونتهای مکرر است. هر بار که کیست عفونی میشود، بافت اطراف دچار تغییر و چسبندگی شده و جراحی بعدی را دشوارتر میکند. همچنین کیست ممکن است به آبسه (تجمع چرک) تبدیل شود که نیاز به برش و تخلیه اورژانسی دارد؛ کاری تهاجمیتر از جراحی اولیه. کیستهای بزرگ شده میتوانند راه هوایی را مسدود کنند، به استخوانچههای گوش میانی آسیب بزنند و باعث کمشنوایی شوند، یا روی تارهای صوتی فشار آورده و اختلال تکلم ایجاد کنند. در موارد نادر، برخی کیستهای مادرزادی ممکن است به سرطان تبدیل شوند. به همین دلیل، پیگیری و درمان به موقع بسیار مهم است.
در مجموع، جراحی برداشتن کیستهای گوش، حلق و بینی یک روش اصلی و حیاتی برای حذف قطعی ضایعه و پیشگیری از عوارض جدی مانند عفونت مزمن، آبسه، انسداد راه هوایی و حتی بدخیمی است. روشهای کمتهاجمی مانند جراحی آندوسکوپیک در موارد مناسب، جایگزینهای عالی با درد کمتر و بهبودی سریعتر هستند. اما به تعویق انداختن درمان، ریسک عوارض شدید و پیچیده شدن جراحی را افزایش میدهد. در نهایت، انتخاب بهترین روش درمانی باید توسط متخصص گوش و حلق و بینی و بر اساس شرایط خاص هر بیمار انجام شود.
با تکمیل فرم زیر کارشناسان ما در اسرع وقت با شما تماس خواهند گرفت