محصولات NTS شامل نخهای تخصصی جراحی (جذبی و غیرجذبی) میباشد که با هدف پاسخگویی به نیاز تمام گروههای جراحی اعم از جراحی عمومی، چشم، قلب و عروق، مغز و اعصاب، زنان و زایمان، ارتوپدی، اورولوژی در کنار سایر محصولات است.
عضله قلب، نیرومندترین ماهیچه بدن، با هر بار انقباض خود، خون سرشار از اکسیژن و مواد مغذی را به تمام اندامها میرساند و زندگی را ممکن میسازد. با این حال، اختلال در عملکرد این عضله حیاتی مانند تنگ شدن عروق کرونر یا نارسایی دریچههای قلبی بسیار شایع است. به طوری که بر پایه آمار سازمان جهانی بهداشت، بیماریهای قلبی-عروقی هر سال جان حدود ۱۸ میلیون نفر را میگیرند و عامل اصلی مرگ و میر در جهان به شمار میروند.
امروزه، پیشرفت جراحیهای نوین قلب، از جمله عملهای بایپس و تعویض دریچه به روش کمتهاجمی، توانسته است میزان مرگ و میر ناشی از این بیماریها را به شدت کاهش دهد. در نهایت، موفقیت این جراحیهای حساس، تا حد زیادی به تجهیزات پیشرفتهای وابسته است؛ مانند نخهای بخیه مخصوص با مقاومت بالا و ایجاد التهاب حداقلی، که اتصال مطمئن عروق و بافتها را تضمین میکند.
پیوند کلیه، به عنوان اوج دستاوردهای پزشکی ترمیمی، پاسخی حیاتی به نارسایی مزمن کلیه است. وضعیتی که در آن کلیهها توانایی خود را برای فیلتر کردن خون و دفع متابولیتهای زائد از دست میدهند. این امر، که اغلب ریشه در بیماریهای سیستمیک چون دیابت، فشار خون بالا، گلومرولونفریت و بیماری کلیه پلیکیستیک دارد، فرد را در معرض سمیت ناشی از اختلالات شدید الکترولیتی قرار میدهد. هدف غایی پیوند، استقرار یک کلیه سالم و کارآمد از یک اهداکننده (زنده یا متوفی) است که نه تنها طول عمر بیمار را به طور چشمگیری افزایش میدهد، بلکه او را از وابستگی طاقتفرسای دیالیز، با تمام محدودیتهای فیزیولوژیکی و روانیاش، رهایی میبخشد. این مداخله، فراتر از یک جراحی، نمادی از امید و بازگشت به زندگی با کیفیت طبیعی است.
فرایند جراحی پیوند کلیه، که تحت بیهوشی عمومی انجام میشود، مستلزم دقت آناتومیک و مهارت میکروسکوپی است. کلیه اهدا شده، که در شرایط خاص و دمایی کنترل شده حفظ شده، در بدن بیمار جایگذاری میشود. شریان و ورید کلیوی اهداکننده با شریان و ورید ایلیاک دریافتکننده آناستوموز (Anastomosis) میشوند تا خونرسانی به کلیه جدید تضمین گردد. سپس، حالب کلیه پیوندی به مثانه دریافتکننده متصل شده (ureteroneocystostomy) تا مسیر تخلیه ادرار فراهم شود. موفقیت اولیه جراحی با بازگشت سریع خونرسانی و تولید ادرار توسط کلیه پیوندی ارزیابی میشود.
در غیاب پیوند، درمان جایگزین کلیه عمدتا به دیالیز محدود میشود که شامل همودیالیز (حذف مواد زائد از خون از طریق یک فیلتر مصنوعی) و دیالیز صفاقی (استفاده از غشای صفاق به عنوان غشای نیمهتراوا) است. گرچه این روشها بقای بیمار را ممکن میسازند، اما با محدودیتهای قابل توجهی در رژیم غذایی، فعالیتهای روزمره و عوارض جانبی نظیر اختلالات الکترولیتی، کمخونی و بیماری استخوانی همراه هستند. در مقابل، پیوند کلیه، به شرط موفقیت و مدیریت صحیح سرکوب سیستم ایمنی، نزدیکترین جایگزین به عملکرد فیزیولوژیک طبیعی کلیه است و بالاترین سطح کیفیت زندگی و امید به زندگی را برای بیماران فراهم میآورد.
جراحی نفرکتومی (رادیکال، پارشیال)
حفظ کلیه یا برداشتن آن، بسته به شرایط پزشکی، با دو رویکرد اصلی رادیکال و پارشیال صورت میگیرد. این مداخلات جراحی زمانی ضروری میشوند که کلیه به دلیل عارضههایی همچون تومورهای سرطانی، عفونتهای وخیم، کیستهای پیچیده، آسیبهای جدی، یا در راستای اهدای عضو، نیاز به خارج شدن داشته باشد. در رویکرد رادیکال، هدف، پاکسازی کامل کلیه، همراه با غدد لنفاوی اطراف و در موارد بدخیم، غده فوق کلیوی و بخشهایی از بافت اطراف، به منظور ممانعت از پیشروی احتمالی بیماری است. در مقابل، رویکرد پارشیال، که به "حفظ کلیه" نیز شناخته میشود، بر برداشتن صرفا بخش معیوب یا تومور متمرکز است تا بافت سالم کلیه حفظ شده و تا حد امکان، کارایی آن باقی بماند.
در جراحی نفرکتومی رادیکال، اقدامات جراح با هدف قطع شریانهای تغذیهکننده کلیه آغاز میشود. پس از آن، کلیه به همراه کپسول چربی اطراف، حالب تا نزدیکی مثانه، و در صورت لزوم، غدد لنفاوی و غده فوق کلیوی، به طور کامل برداشته میشوند. این فرآیند جراحی میتواند از طریق برشهای بزرگ در ناحیه پهلو یا شکم، یا با بهرهگیری از روش لاپاراسکوپی که مستلزم ابزارهای ظریف و دوربینهای کوچک است، به انجام رسد. انتخاب تکنیک جراحی به عواملی چون ابعاد تومور، وضعیت بالینی بیمار و تصمیم تیم پزشکی بستگی دارد. در شرایطی که بدخیمی به عروق اصلی یا سایر اندامها گسترش یافته باشد، پیچیدگیهای جراحی افزایش مییابد.
در مقابل، نفرکتومی پارشیال، که عمدتا برای تومورهای کلیوی با ابعاد کوچک تجویز میشود، رویکردی متفاوت را دنبال میکند. جراح در این روش، صرفا تومور و حاشیه اندکی از بافت سالم پیرامون آن را جدا کرده و بخش عمدهای از کلیه را حفظ میکند. این عمل غالبا نیازمند قطع موقت جریان خون کلیه است تا از خونریزی در حین برداشتن تومور پیشگیری شود. پس از اتمام برداشت تومور، ناحیه باقیمانده در کلیه با استفاده از تکنیکهای ویژهای از بخیهزنی ترمیم میشود تا عملکرد کلیه تضمین گردد. این شیوه جراحی، خصوصا برای بیمارانی که تنها یک کلیه دارند یا در معرض خطر نارسایی کلیوی قرار دارند، ارجحیت دارد، چرا که حداکثر کارایی کلیوی را حفظ مینماید. اگرچه این جراحی نیز به صورت باز یا لاپاراسکوپی قابل اجراست، اما به دلیل نیاز به دقت بالا در ترمیم، معمولا چالشبرانگیزتر ارزیابی میشود.
به عنوان جایگزینهای اصلی جراحی نفرکتومی، بهویژه در موارد سرطان کلیه با تومورهای کوچک و در مراحل اولیه، رویکردهای درمانی کم تهاجمی نیز وجود دارند. این تکنیکها شامل کرایوآبلشن (Cryoablation) است که با انجماد شدید، سلولهای سرطانی را منهدم میسازد، و فرکانس رادیویی که با استفاده از حرارت ناشی از امواج رادیویی، تومور را از بین میبرد. علاوه بر این، در برخی شرایط، نظارت فعال برای تومورهای بسیار کوچک و با رشد کند، که در آن بیمار تحت پایش منظم پزشکی و تصویربرداری قرار میگیرد، میتواند گزینهای مناسب باشد. با این حال، در مواجهه با عفونتهای شدید، آسیبهای غیرقابل ترمیم، یا بدخیمیهای پیشرفته، جراحی همچنان به عنوان کارآمدترین و گاهی تنها راهکار درمانی باقی میماند.
جراحی مثانه (سیستکتومی ساده و رادیکال)
جراحی برداشتن مثانه، که سیستکتومی نامیده میشود، زمانی به عنوان آخرین راه حل درمانی مطرح میگردد که مثانه به واسطه بیماریهای وخیم و مقاوم به درمان، دچار آسیبهای جدی شده باشد. شایعترین دلیل انجام این جراحی، سرطان مثانه، بهویژه در مراحل تهاجمی یا در صورت عود بیماری است. در موارد استثنائی، ممکن است برای مهار خونریزیهای شدید، کنترل عفونتهای غیرقابل درمان، یا در مواردی که مثانه کارایی خود را کاملا از دست داده است، سیستکتومی تجویز گردد. هدف نهایی این مداخله جراحی، زدودن بافت بیمار، پیشگیری از گسترش احتمالی بیماری و در نهایت، حفظ حیات و ارتقای کیفیت زندگی بیمار است.
در سیستکتومی رادیکال، مثانه به طور کامل برداشته شده و بسته به شرایط بیمار (جنسیت و میزان گسترش بیماری)، ممکن است ارگانهای مجاور نیز همراه آن خارج شوند؛ در آقایان، این بافتها معمولا شامل پروستات و در خانمها، رحم، تخمدانها، لولههای رحم و بخشی از دیواره جلویی واژن میباشند. متعاقب این برداشت وسیع، جراح ناگزیر به ایجاد مجرای جدیدی برای دفع ادرار است که این موضوع میتواند از طریق روشهایی چون ایجاد مخزن ادراری جدید در داخل بدن (نئوبلدر) یا سایر تکنیکهای انحرافی صورت پذیرد. این جراحی که میتواند به شیوههای باز، لاپاراسکوپی یا با کمک ربات انجام شود، به دلیل گستردگی، نیازمند نظارت و مراقبتهای دقیق پس از عمل است.
در رویه سیستکتومی ساده، تنها مثانه مورد جراحی قرار گرفته و بافتهای اطراف آن معمولا دستنخورده باقی میمانند. این شیوه جراحی، در مقایسه با نوع رادیکال، کمتر به کار گرفته میشود و بیشتر در مواردی که مثانه دچار آسیبهای وسیع، التهاب یا عفونتهای مقاوم، یا شرایط غیرسرطانی خاصی شده باشد، مورد استفاده قرار میگیرد. در این جراحی نیز، پس از تخلیه مثانه، ایجاد مسیری جایگزین برای ادرار ضروری است؛ بسته به وضعیت بیمار، ممکن است از روشهای انحراف ادراری موقت یا دائمی بهره گرفته شود. از آنجایی که میزان بافت برداشته شده در این روش کمتر است، پیچیدگیهای آن معمولا از سیستکتومی رادیکال کمتر ارزیابی میشود، هرچند همچنان به عنوان یک عمل جراحی مهم تلقی میگردد.
راههای جایگزین برای سیستکتومی، اساسا به علت اصلی بیماری بستگی دارد. در موارد سرطان مثانه در مراحل اولیه یا غیرتهاجمی، رویکردهایی مانند برداشتن تومور از طریق مجرای ادرار، شیمیدرمانی موضعی درون مثانه، ایمونوتراپی و گاهی رادیوتراپی، میتوانند به عنوان جایگزینهای جراحی کامل مثانه مطرح شوند. در بیماریهای غیرسرطانی نیز، درمانهای دارویی، آنتیبیوتیکها، رفع علل زمینهای، یا استفاده از روشهای کمتهاجمیتر ممکن است کارایی داشته باشند. با این وجود، در شرایطی که بیماری پیشرفت کرده، عود نموده یا به درمانهای معمول پاسخ ندهد، سیستکتومی به عنوان موثرترین و گاهی تنها گزینه درمانی در دسترس، باقی میماند.
جراحی پروستاتکتومی در دو نوع کلی «ساده» و «رادیکال» انجام میشود که هرکدام هدف جداگانهای را دنبال میکنند. پروستاتکتومی رادیکال که طی آن تمام غده پروستات، کیسههای منی و گاهی غدد لنفاوی ناحیه لگن برداشته میشود، بیشتر برای درمان قطعی سرطان موضعی پروستات (مراحلی که هنوز سرطان به بیرون از غده گسترش نیافته) به کار میرود. این روش برای بیمارانی که وضعیت عمومی مناسبی دارند، به عنوان استاندارد طلایی شناخته میشود و هدف آن ریشهکن کردن کامل سلولهای سرطانی و جلوگیری از بازگشت بیماری است. در سوی دیگر، پروستاتکتومی ساده برای برداشتن بخش میانی و بزرگشده غده (آدنوم) در بیماری هیپرپلازی خوشخیم پروستات کاربرد دارد. این جراحی زمانی توصیه میشود که نشانههای ادراری مانند احتباس حاد ادراری (ناتوانی ناگهانی در دفع ادرار)، عفونتهای مکرر مجاری ادراری، خونریزی چشمگیر، وجود سنگ در مثانه ناشی از انسداد مزمن، و نارسایی کلیه به دنبال انسداد خروجی مثانه، به درمانهای دارویی یا کمتهاجمی پاسخ نداده باشند. اگر در این موارد جراحی انجام نشود، انسداد پایدار مجرای ادرار میتواند به مثانه و کلیهها آسیب غیرقابل برگشت وارد کرده و کیفیت زندگی را به شدت کاهش دهد.
روش انجام پروستاتکتومی بسته به نوع آن متفاوت است. در پروستاتکتومی رادیکال سه رویکرد اصلی وجود دارد:
در پروستاتکتومی ساده برای، روشهای کمتهاجمی نظیر TURP (تراشیدن بافت اضافی از راه مجرا با دستگاه رزکتوسکوپ) و جراحی باز (برای غدههای بسیار بزرگ) به کار میروند. دوره نقاهت بر اساس روش انتخابی متفاوت است؛ برای نمونه در TURP بیمار ممکن است یک روز در بیمارستان بستری شود، در حالی که در پروستاتکتومی رادیکال این مدت به ۲ تا ۳ روز میرسد و سوند ادراری معمولا ۱ تا ۲ هفته در جای خود باقی میماند.
در شرایطی که جراحی به دلایلی مانند وضعیت عمومی نامناسب بیمار (مثل بیماری شدید قلبی-ریوی، اختلالات انعقادی) یا انتخاب شخصی فرد مناسب نباشد، روشهای غیرجراحی متعددی به عنوان گزینههای جایگزین مطرح میشوند. برای سرطان پروستات، رادیوتراپی خارجی (EBRT) و براکیتراپی (کاشت دانههای رادیواکتیو در بافت غده) میتوانند به عنوان درمان اصلی با هدف نابودی سلولهای سرطانی به کار روند. در بیمارانی که ریسک سرطان پایین است و تومور رفتاری غیرتهاجمی دارد، نظارت فعال شامل پیگیری با آزمایش دورهای بدون نیاز به مداخله فوری توصیه میشود. برای هیپرپلازی خوشخیم پروستات، داروهای مسدودکننده و مهارکنندههای در موارد خفیف تا متوسط خط اول درمان هستند. در نهایت HIFU (اولتراسوند متمرکز با شدت بالا) نیز در موارد خاص و برای سرطان عود کرده پس از رادیوتراپی میتواند جایگزین کمتهاجمی جراحی محسوب شود. باید توجه داشت که انتخاب گزینه مناسب بر اساس سن، وضعیت عمومی، ویژگیهای تومور و ترجیحات بیمار و با نظر تیم درمانی انجام میشود.
ختنه یکی از قدیمیترین جراحیهای شناخته شده است که هم به دلایل پزشکی و هم به دلایل مذهبی و فرهنگی انجام میشود. در نوزادان و کودکان، این عمل معمولا در روزهای اول تا سوم تولد یا در ماههای نخست زندگی صورت میگیرد، در حالی که در بزرگسالان نیز قابل انجام است. از نظر پزشکی، ختنه فواید مهمی دارد: خطر عفونت مجاری ادراری را در نوزادان به میزان چشمگیری کاهش میدهد، احتمال انتقال HIV و برخی بیماریهای مقاربتی را پایین میآورد و از بروز التهابهای مزمن آلت و سرطان آلت تناسلی پیشگیری میکند. همچنین در مواردی که پوست ختنهگاه آنقدر تنگ شده باشد که ادرار کردن را با مشکل مواجه کند (فیموزیس شدید) یا پوست عقب رفته و بازنگردد (پارافیموزیس)، انجام ختنه ضروری است. اگر در چنین شرایطی جراحی به موقع انجام نشود، خطر انسداد ادرار، عفونتهای مکرر و حتی آسیب دائمی به آلت تناسلی وجود دارد.
روش انجام ختنه بسته به سن بیمار و امکانات مرکز درمانی متفاوت است. در نوزادان، روشهای «پلاستیبل» (با حلقه پلاستیکی) و «گومکو» بسیار رایج هستند. در روش پلاستیبل، یک کلاهک پلاستیکی زیر پوست ختنهگاه قرار میگیرد و با نخ بسته میشود؛ سپس پوست اضافه بریده میشود و حلقه پلاستیکی طی یک هفته خودبهخود میافتد. این روش ایمن است و عوارض کمی دارد. در کودکان بزرگتر و بزرگسالان، جراحی کلاسیک (برش و بخیه) یا روش آستینی انجام میشود که در آن پوست اضافه با قیچی یا اسکالپل برداشته شده و لبهها با نخهای قابل جذب بخیه میشوند. امروزه دستگاههای استپل (منگنه) نیز کاربرد دارند که همزمان برش و بستن عروق را انجام میدهند، زمان عمل را کوتاه میکنند و خونریزی را به حداقل میرسانند. در همه موارد، بیحسی موضعی برای کنترل درد کافی است، هرچند در بزرگسالان ممکن است از بیحسی نخاعی یا بیهوشی عمومی استفاده شود. پس از جراحی، ناحیه باید تمیز نگه داشته شود و معمولا پماد آنتیبیوتیک تجویز میگردد.
همیشه جراحی ختنه ممکن یا ضروری نیست. در موارد فیموزیس خفیف تا متوسط (تنگی جزیی پوست ختنهگاه)، ابتدا از کرمهای کورتیکواستروئیدی به همراه کشش ملایم روزانه پوست استفاده میشود؛ این روش در حدود ۶۰ تا ۸۰ درصد موارد موفقیتآمیز است و نیاز به جراحی را برطرف میکند. در پارافیموزیس (افتادگی پوست عقب رفته و گیر کرده)، پزشک ابتدا اقدامات اورژانسی مانند کمپرس سرد و جااندازی دستی را امتحان میکند و در صورت نیاز با یک برش کوچک، پوست تنگ را آزاد میسازد. در نوزادانی که دچار ناهنجاریهای مادرزادی آلت مانند هیپوسپادیاس (خروجی ادرار در سطح زیرین آلت) هستند، ختنه هرگز نباید انجام شود، زیرا پوست ختنهگاه برای جراحی ترمیمی آینده مورد نیاز است. همچنین در افرادی که اختلالات انعقادی دارند یا داروهای رقیقکننده خون مصرف میکنند، جراحی تا رفع مشکل به تاخیر میافتد. برای کسانی که به هیچ وجه جراحی نمیکنند، رعایت بهداشت روزانه (شستشوی کامل زیر پوست ختنهگاه) و معاینات منظم پزشکی بهترین راه برای پیشگیری از عوارض است.
جراحی وازکتومی (Vasectomy)، یک روش دائمی و بسیار کارآمد برای جلوگیری از بارداری است؛ به طوری که میزان موفقیت آن از ۹۹ درصد هم بیشتر است. این عمل زمانی انجام میشود که زوجین به صورت آگاهانه و قطعی تصمیم گرفته باشند دیگر بچهدار نشوند. همچنین برای مردانی که همسرشان توانایی یا تمایل به استفاده از روشهای هورمونی یا سایر راههای پیشگیری را ندارد، انتخابی رایج به شمار میرود. با این حال باید تاکید کرد که وازکتومی روشی غیرقابل برگشت در نظر گرفته میشود؛ هرچند جراحی معکوس آن (وازووازستومی) از نظر فنی امکانپذیر است، اما همیشه موفقیتآمیز نیست و هزینه بسیار بالایی دارد. به همین دلیل، این روش هرگز به مردان مجرد توصیه نمیشود.
این جراحی به صورت سرپایی انجام میشود (یعنی نیازی به بستری در بیمارستان نیست) و معمولا بین ۱۰ تا ۲۰ دقیقه طول میکشد. بیحسی موضعی (فقط بیحس کردن ناحیه کیسه بیضه) برای انجام آن کافی است و بیمار در تمام مدت بیدار خواهد بود. طبق دستورالعملهای جدید پزشکی، روش ترجیحی «وازکتومی بدون اسکالپل» (No-Scalpel Vasectomy) است که در آن به جای برش با چاقوی جراحی، فقط یک سوراخ بسیار ریز در کیسه بیضه ایجاد میشود؛ این کار تهاجم به بافتها و همچنین دوره نقاهت پس از عمل را به کمترین میزان ممکن میرساند. در این روش، پزشک از میان همان سوراخ کوچک (یا گاهی از طریق دو برش بسیار کوچک در دو طرف کیسه بیضه) لولهای به نام «مجرای وابران» (Vas deferens) را پیدا میکند. این مجرا همان لوله باریکی است که اسپرم را از بیضه به سمت مجرای ادرار هدایت میکند. سپس یک تکه بسیار کوچک از این لوله را برمیدارد و دو سر باقیمانده را به گونهای میبندد که دیگر نتوانند اسپرم را از خود عبور دهند. برای بستن این دو سر از روشهای مختلفی استفاده میشود: بخیه زدن، سوزاندن با حرارت (که به آن «الکتروکوتر» میگویند) یا بستن با گیرههای بسیار ریز (به نام کلیپ). بر اساس تازهترین راهنمای انجمن ارولوژی آمریکا، برای اینکه احتمال شکست جراحی (یعنی باز شدن دوباره مجرا و برگشت باروری) به پایینترین حد ممکن برسد، بهترین روش، ترکیب دو تکنیک است: اول، سوزاندن لایه داخلی مجرا تا سطح داخلی آن به طور کامل از بین برود، و دوم، قرار دادن یک لایه جداکننده از بافت اطراف میان دو سر بریده شده تا از چسبیدن دوباره آنها به یکدیگر جلوگیری شود. بیمار بلافاصله پس از جراحی میتواند راه برود و حتی رانندگی کند، اما برای چند روز باید به بدن خود استراحت دهد و انجام فعالیتهای سنگین و همچنین نزدیکی جنسی برای حدود یک هفته پس از عمل ممنوع است.
روشهای جایگزین وازکتومی در صورت عدم امکان یا تمایل به این جراحی، بسیار متنوع هستند. یک گزینه اصلی، استفاده از روشهای پیشگیری از بارداری برای همسر است؛ مانند بستن لولههای رحمی یا توبکتومی که اگرچه دائمی و موثر است، اما تهاجمیتر از وازکتومی بوده و عوارض و دوره نقاهت بیشتری دارد. سایر روشهای ایمپلنت هورمونی و قرصهای ضدبارداری که همگی موثرند اما نیاز به استفاده منظم یا تعویض دورهای دارند و در برخی موارد با عوارض جانبی هورمونی همراه هستند. همچنین در مواردی که وازکتومی انجام شده باشد اما جراحی معکوس آن (وازووازستومی) موفقیتآمیز نباشد، روش کمکباروری آی وی اف (IVF) با تزریق مستقیم اسپرم (ICSI) میتواند برای بارداری مجدد استفاده شود.
جراحی های بیضه (واریکوسلکتومی، پیچ خوردگی)
بیضهها به عنوان غدد اصلی تولید اسپرم و ترشح هورمون تستوسترون، نقشی حیاتی در باروری، سلامت جنسی و حفظ ویژگیهای ثانویه مردانه دارند. جراحی واریکوسلکتومی (رفع واریس بیضه) زمانی انجام میشود که گشادشدگی وریدهای طناب اسپرماتیک باعث اختلال در تولید اسپرم، کاهش کیفیت آن، کوچک شدن بیضه، درد مزمن یا کاهش سطح تستوسترون شده باشد و بیمار قصد باروری داشته باشد یا از علائم بالینی آزاردهنده رنج ببرد. این جراحی معمولا به صورت انتخابی و پس از ارزیابیهای کامل (شامل سونوگرافی داپلر و آنالیز مایع منی) برنامهریزی میگردد. در سوی دیگر، جراحی پیچخوردگی بیضه (تورشن بیضه) یک وضعیت اورژانسی است که در آن طناب اسپرماتیک به دور خود میپیچد و جریان خون بیضه قطع میشود. این وضعیت با درد ناگهانی و شدید در کیسه بیضه، تهوع و استفراغ، و بالا آمدن بیضه خود را نشان میدهد و جراحی باید حداکثر ظرف ۴ تا ۶ ساعت پس از شروع علائم انجام شود تا از مرگ بیضه و از دست رفتن دائمی آن جلوگیری گردد. در صورت تاخیر، شانس نجات بیضه به شدت کاهش مییابد و برداشتن بیضه اجتنابناپذیر میشود.
امروزه واریکوسلکتومی با روش میکروسرجری زیر میکروسکوپ انجام میشود که به عنوان استاندارد طلایی شناخته میشود. جراحی با بیحسی نخاعی یا عمومی آغاز میگردد. جراح یک برش کوچک (حدود ۲ تا ۳ سانتیمتر) در ناحیه کشاله ران (اینگوینال) یا زیر آن (ساباینگوینال) ایجاد میکند و با استفاده از میکروسکوپ عمل با بزرگنمایی ۱۰ تا ۲۵ برابر، طناب اسپرماتیک را شناسایی مینماید. سپس با دقت، وریدهای گشاد شده (وریدهای بیضهای) را از شریان بیضه، مجرای وازدفران و عروق لنفاوی جدا کرده و آنها را میبندد (لیگاتور) و قطع میکند. مزیت مهم میکروسرجری، حفظ شریان بیضه و عروق لنفاوی است که خطر آتروفی بیضه و تجمع مایع در کیسه بیضه (هیدروسل) را به کمتر از ۱ درصد کاهش میدهد. همچنین این روش نرخ عود واریکوسل را به حدود ۱ تا ۲ درصد و نرخ موفقیت در بهبود پارامترهای اسپرم را به ۶۰ تا ۸۰ درصد میرساند. در موارد نادر، از روش لاپاراسکوپی (از طریق حفره شکم) یا آنژیوگرافی و آمبولیزاسیون (بستن ورید از درون رگ) نیز استفاده میشود، اما میکروسرجری به دلیل نتایج برتر، روش انتخابی است.
جراحی پیچخوردگی بیضه با تشخیص بالینی (و گاهی با تأیید سونوگرافی داپلر اگر زمان اجازه دهد) به صورت اورژانسی و زیر بیهوشی عمومی انجام میشود. پس از ضدعفونی، جراح یک برش خط وسط در کیسه بیضه (یا گاهی دو برش جداگانه) ایجاد کرده و بیضه را به خارج از کیسه بیرون میآورد. در این مرحله، پیچ خوردگی طناب اسپرماتیک به صورت چشمی تشخیص داده میشود و جراح طناب را در جهت مخالف باز میکند (دتورشن). سپس بیضه را به مدت ۱۰ تا ۱۵ دقیقه با گاز مرطوب گرم میپوشاند و با استفاده از داپلر عروقی حین عمل، بازگشت جریان خون را ارزیابی میکند. اگر بیضه زنده باشد (رنگ طبیعی و خونرسانی مناسب)، جراح آن را با چند بخیه غیرقابل جذب به دیواره داخلی کیسه بیضه ثابت میکند. برای جلوگیری از عود، معمولا بیضه طرف مقابل (سالم) نیز در همان عمل و از طریق یک برش جداگانه به دیواره کیسه بیضه فیکس میشود، زیرا استعداد پیچ خوردگی اغلب دوطرفه است. اگر بیضه دچار نکروز (تغییر رنگ به آبی-سیاه) شده باشد و پس از ۱۵ دقیقه گرم کردن و باز کردن پیچ بهبود نیابد، جراح آن را خارج میکند. میزان موفقیت در نجات بیضه در صورت جراحی ظرف ۶ ساعت بیش از ۹۰ درصد است، در حالی که پس از ۱۲ ساعت به ۵۰ درصد و پس از ۲۴ ساعت به کمتر از ۱۰ درصد کاهش مییابد.
برای واریکوسل در شرایطی که جراحی باز میسر نباشد (مثلا به دلیل چسبندگیهای شدید ناشی از جراحیهای قبلی یا بیماران پرخطر)، آمبولیزاسیون از راه پوست یک جایگزین کمتهاجمی موثر است. در این روش، متخصص رادیولوژی مداخلهای از طریق یک کاتتر که وارد ورید رانی (کشاله ران) میشود و با هدایت فلوروسکوپی به ورید بیضهای معیوب میرسد، با تزریق مواد اسکلروزان یا قرار دادن کویلهای فلزی، ورید را مسدود میکند. مزیت این روش عدم نیاز به برش و بیهوشی عمومی و دوره نقاهت بسیار کوتاه (۱ تا ۲ روز) است، اما نرخ عود آن (حدود ۵ تا ۱۰ درصد) در مقایسه با میکروسرجری کمی بالاتر بوده و خطر عوارضی مانند مهاجرت کویل یا ترومبوز وریدهای مجاور وجود دارد.
برای پیچخوردگی بیضه، اگر جراحی در دسترس نباشد (مثلا در مناطق دورافتاده)، جااندازی دستی به عنوان یک اقدام موقت اورژانسی انجام میشود. پزشک با بیحسی موضعی، بیضه را به سمت خارج میچرخاند. این روش در حدود ۵۰ تا ۶۰ درصد موارد موفقیتآمیز است و درد به سرعت کاهش مییابد، اما حتی پس از جااندازی موفق، جراحی برای جلوگیری از عود کاملا ضروری است و نباید با جااندازی دستی به عنوان درمان نهایی اکتفا کرد. در موارد بسیار نادر که بیمار وضعیت نامناسب قلبی-تنفسی داشته باشد و نتواند جراحی را تحمل کند، درمان حمایتی با استراحت مطلق، مسکنهای مخدر و آنتیبیوتیک (برای جلوگیری از عفونت بیضه نکروزه) انجام میشود، اما این رویکرد با نرخ از دست رفتن بیضه نزدیک به ۱۰۰ درصد همراه است و تنها در بیماران مرحله انتهایی توصیه میگردد.
آلت تناسلی نه تنها در دفع ادرار و عملکرد جنسی نقشی حیاتی دارد، بلکه تاثیر عمیقی بر سلامت روان و تصویر ذهنی فرد از خود میگذارد. جراحی ترمیمی این عضو در شرایط مادرزادی مانند هیپوسپادیاس (که در آن مجرای ادرار در سطح زیرین آلت قرار دارد) و اپیسپادیاس (قرارگیری مجرا در سطح فوقانی آلت) ضرورت پیدا میکند. همچنین در بیماریهایی مانند پیرونی (ایجاد پلاک فیبروتیک و انحنای دردناک آلت)، شکستگی آلت (پارگی غلاف آلت در اثر ضربه هنگام نعوظ)، قطع تروماتیک آلت (بریدگی کامل آلت) و اختلال نعوظ مقاوم که به درمانهای دارویی و غیرتهاجمی پاسخ نداده است، این جراحی لازم میشود. در هیپوسپادیاس، جراحی معمولا بین ۶ تا ۱۸ ماهگی انجام میشود تا از بروز مشکلات ادراری و جنسی در آینده جلوگیری شود. در بیماری پیرونی، اگر انحنا بیش از ۳۰ درجه باشد یا درد مزمن و ناتوانی جنسی وجود داشته باشد، جراحی توصیه میگردد، اما باید حداقل ۱۲ ماه از شروع علائم گذشته باشد تا التهاب حاد فروکش کند. در شکستگی آلت، جراحی به صورت اورژانسی (حداکثر ظرف ۲۴ ساعت) اجتنابناپذیر است، زیرا هرگونه تاخیر منجر به فیبروز، انحنای شدید و اختلال نعوظ دائمی میشود.
در ادامه به ارائه توضیحات تکمیلی برای هر کدام از این مشکلات پرداخته میشود:
در بیماری پیرونی با انحنای متوسط تا شدید، دو روش جراحی اصلی وجود دارد. روش اول پلیکاسیون (کوتاه کردن سمت مقابل انحنا) است که شامل تکنیکهایی متفاوتی میشود. در این روش، جراح یک سری بخیههای غیرقابل جذب در سمت محدب آلت میزند تا انحنا اصلاح شود. این روش سادهتر است، اما ممکن است طول آلت را ۱ تا ۲ سانتیمتر کاهش دهد.
روش دوم، برش پلاک و گرافت است که برای انحنای بیش از ۶۰ درجه و بدشکلی تنگساعتی (hourglass) کاربرد دارد. در این روش، جراح پلاک فیبروتیک را برش زده و نقص حاصل را با گرافتی از خود شخص یا مصنوعی میپوشاند. در هیپوسپادیاس، جراحی سه مرحله دارد: (۱) برداشتن بافت فیبروتیک، (۲) بازسازی مجرای ادرار با استفاده از پوست ختنهگاه و دوختن آن به شکل لوله با نخهای قابل جذب، و (۳) جابجایی مجرا به نوک آلت و بازسازی سر آلت. در دو دهه اخیر، روش TIP (مرتبهبندی) یا Snodgrass روش غالب شده است که نتایج عملکردی و زیبایی عالی (با بقای بلندمدت بالای ۹۰ درصد) دارد.
برای اختلال نعوظ مقاوم که با داروهای خوراکی و مهارکنندهها بهبود نیابد، کاشت پروتز آلت تنها درمان قطعی است. دو نوع اصلی پروتز وجود دارد: پروتز نیمهسفت (Malleable) که از سیلیکون با هسته فلزی ساخته میشود و پروتز بادشونده سهتکه (Inflatable) که از دو سیلندر درون آلت، یک پمپ در کیسه بیضه و یک مخزن در لگن تشکیل شده است. جراحی از طریق برش زیر ختنهگاه یا برش در کیسه بیضه انجام میشود؛ پس از برش غلاف آلت، سیلندرها در داخل حفرههای آلت قرار میگیرند و لولهها به پمپ و مخزن متصل میشوند. در شکستگی آلت (پارگی غلاف آلت هنگام نعوظ شدید)، جراحی با بیهوشی عمومی و از طریق برش زیر تاج آلت انجام میشود. پس از تخلیه هماتوم (خون مردگی)، جراح محل پارگی (که اغلب طولی یا عرضی است) را پیدا کرده و دو لبه آن را با نخ غیرقابل جذب به روش بخیه ساده یا مهرهای ترمیم میکند. بیمار معمولا یک شب در بیمارستان بستری میشود و نتیجه بلندمدت در بیش از ۹۵ درصد موارد عالی است (بدون انحنای باقیمانده و بازگشت نعوظ طبیعی).
اگر جراحی به دلیل شرایط عمومی نامساعد (مانند بیماریهای شدید قلبی-عروقی، نارسایی کلیه، دیابت کنترل نشده با عفونت مکرر، اختلالات انعقادی یا مصرف داروهای قوی ضدپلاکت) یا محدودیتهای تشریحی و روانی امکانپذیر نباشد، روشهای غیرجراحی یا کمتهاجمی به کار میروند. برای بیماری پیرونی، تزریق کلاژناز یک روش تایید شده است که با تزریق مستقیم به پلاک فیبروتیک در چند نوبت، آن را تجزیه کرده و انحنا را ۳۰ تا ۴۰ درصد کاهش میدهد (با نرخ عود متوسط). همچنین دستگاه کشش آلت با استفاده روزانه ۲ تا ۴ ساعت میتواند انحنای خفیف تا متوسط را کاهش دهد و از کوتاه شدن طول آلت جلوگیری کند. برای هیپوسپادیاس خفیف که دهانه مجرا نزدیک نوک آلت است و انحنایی وجود ندارد، ممکن است بدون جراحی و تنها با نظارت دورهای پیگیری شود. در اختلال نعوظ، خط اول درمان داروهای خوراکی و در صورت عدم پاسخ، دستگاه وکیوم و تزریق داخل آلت است که میتواند برای سالیان طولانی بدون نیاز به جراحی پاسخگو باشد. در موارد شکستگی آلت که بیمار کاندید جراحی نیست (مثلا با ناپایداری شدید همودینامیک)، درمان محافظهکارانه با گذاشتن کاتتر ادراری، بانداژ فشاری، کمپرس یخ، داروهای ضدالتهاب و استراحت مطلق در حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد موارد موفقیتآمیز است، اما عوارض بلندمدت (انحنای باقیمانده، نعوظ دردناک) بسیار شایع است؛ بنابراین جراحی همچنان روش طلایی است. انتخاب هر یک از این جایگزینها باید توسط متخصص ارولوژی و با در نظر گرفتن شرایط منحصر به فرد بیمار و مزایا و معایب هر روش صورت گیرد.
یورتروپلاستی (Urethroplasty) یک جراحی بازسازی کننده برای ترمیم مجرای ادرار است. این عمل زمانی انجام میشود که مجرای ادرار دچار تنگی یا انسداد شده باشد و روشهای کمتهاجمی مانند گشاد کردن مجرا (اتساع) یا برش داخلی نتیجهبخش نبوده یا پس از بهبودی دوباره عود کرده باشند. شایعترین علتهای تنگی مجرای ادرار عبارتند از: ضربه (مانند شکستگی لگن، آسیب ناشی از سوند)، عفونتهای قبلی (مثل سوزاک یا عفونتهای غیرسوزاکی)، بیماریهای التهابی مانند لیکن اسکلروزوس، و گاهی دلایل مادرزادی مانند هیپوسپادیاس(به بخش ترمیم آلت تناسلی ارجاع داده شود.). نشانههای تنگی شامل ضعیف شدن جریان ادرار، احتباس ادراری (ناتوانی در تخلیه کامل مثانه)، عفونتهای مکرر دستگاه ادراری و در موارد شدید، اتساع کلیه (هیدرونفروز) و نارسایی کلیه است. اگر جراحی به موقع انجام نشود، تنگی پیشرفت کرده و عوارضی مانند سنگ مثانه، دیورتیکول (بیرون زدگی کیسهمانند دیواره مثانه)، فیستول (ارتباط غیرعادی) و آسیب دائمی کلیهها رخ خواهد داد.
به تعریف دقیقتر برخی اصطلاحات گفته شده در متن میپردازیم.
یک بیماری التهابی مزمن پوست است که باعث میشود پوست ناحیه تناسلی سفید، نازک و شکننده شود. این بیماری یکی از علل مهم ایجاد تنگی مجرای ادرار، به ویژه در مردان، محسوب میشود.
به اتساع و بزرگ شدن کلیه در اثر برگشت ادرار و انسداد مسیر خروجی آن گفته میشود. اگر این وضعیت درمان نشود، میتواند به تدریج به نارسایی دائمی کلیه منجر گردد.
نوعی بیرون زدگی کیسهمانند از دیواره مثانه است که معمولا بر اثر فشار مزمن ناشی از انسداد خروجی ادرار ایجاد میشود. این عارضه میتواند باعث عفونتهای مکرر ادراری و احتباس ادراری (ناتوانی در تخلیه کامل مثانه) شود.
به یک ارتباط غیرعادی و مجرایی شکل بین دو لوله یا بین یک لوله و سطح بدن گفته میشود.
روش انجام یورتروپلاستی به طول، محل و علت تنگی بستگی دارد. در تنگیهای کوتاه (کمتر از ۱ سانتیمتر) از روش اتصال مستقیم دو سر سالم (آناستوموز انتها به انتها) استفاده میشود: جراح از طریق برشی در ناحیه پرینه (میان مقعد و کیسه بیضه) یا پایین شکم، بخش تنگ شده را به طور کامل بریده و دو سر سالم مجرا را بدون کشیدگی به هم وصل میکند. در تنگیهای بلندتر (بین ۱ تا ۳ سانتیمتر) از روش پیوند جایگزینی به شکل وصله بهره میبرد: جراح مجرا را در طول تنگی باز کرده و نقص ایجاد شده را با تکهای از بافت خود بیمار (معمولا مخاط گونه، پوست ختنهگاه آلت یا مخاط مثانه) ترمیم میکند. در تنگیهای بسیار بلند یا پیچیده (بیش از ۳ سانتیمتر) از روش فلپ موضعی (برداشتن فلپ از پوست کیسه بیضه یا تنه آلت) یا یورتروپلاستی دو مرحلهای استفاده میشود. در روش دو مرحلهای، ابتدا مجرا باز شده و گرافت بدون لوله شدن قرار میگیرد و پس از ۶ تا ۱۲ ماه، مرحله دوم برای لوله کردن مجرا انجام میشود. این جراحی با بیهوشی عمومی و با کمک ابزارهای جراحی ظریف (توسط ارولوژیست یا جراح پلاستیک ماهر در میکروسرجری) انجام میشود تا عوارضی مانند نشت ادرار (فیستول)، بازگشت تنگی و بیاختیاری ادرار به حداقل برسد.
روشهای جایگزین برای بیمارانی که نمیتوانند یورتروپلاستی کنند عبارتند از:
جراحی های کودکان (هاپوسپدیاس، اپی اسپادیاس)
هیپوسپادیاس (Hypospadias) یک ناهنجاری مادرزادی نسبتا شایع در پسران است که در آن دهانه مجرای ادرار به جای نوک آلت، در سطح زیرین آن قرار دارد. این مشکل معمولا با انحنای رو به پایین آلت و نقص در رشد پوست ختنهگاه همراه است. اپیاسپادیاس (Epispadias) بسیار نادرتر است و در آن دهانه مجرای ادرار روی سطح بالایی آلت یا نزدیک محل اتصال به استخوان شرمگاهی قرار دارد و اغلب با بیاختیاری ادرار، برگشت ادرار به سمت کلیه و عفونتهای مکرر دستگاه ادراری همراه است. جراحی هیپوسپادیاس در موارد خفیف تا شدید (به ویژه زمانی که انحنای قابل توجهی وجود دارد) برای اصلاح ظاهر آلت و عملکرد صحیح ادرار کردن توصیه میشود. بهترین زمان انجام جراحی بین ۶ تا ۱۸ ماهگی (ترجیحا ۶ تا ۱۲ ماهگی) است تا کودک خاطرهای از عمل نداشته باشد و بهترین نتایج آناتومیک به دست آید. در اپیاسپادیاس، جراحی معمولا در سن ۱ تا ۲ سالگی (اغلب همراه با ترمیم مثانه) انجام میشود و هدف اصلی آن بازسازی دریچه گردن مثانه برای کسب کنترل ادراری، ایجاد مجرای ادراری با دهانه در جای طبیعی و بازسازی ظاهری آلت است. اگر جراحی در موارد متوسط تا شدید انجام نشود، عواقب جدی مانند بیاختیاری دائمی ادرار، درد در نعوظ در سنین جوانی و ناباروری رخ خواهد داد.
انتخاب روش جراحی به شدت ناهنجاری و کیفیت صفحه پیشابراه (نوار بافتی در سطح زیرین آلت) بستگی دارد. در موارد خفیف تا متوسط که صفحه پیشابراه سالم و بدون اسکار است، روش TIP یا Snodgrass یک روش یک مرحلهای ساده و مؤثر است. در این روش، جراح صفحه پیشابراه را از زیر سر آلت آزاد کرده، یک برش طولی در وسط آن ایجاد میکند تا پهنای آن بیشتر شود، سپس دو طرف صفحه را با نخ قابل جذب به هم بخیه میزند تا یک مجرای جدید ساخته شود. این مجرای جدید به سر آلت منتقل میشود و در نهایت از پوست ختنهگاه باقیمانده برای بازسازی ظاهر آلت و پوشاندن نقص پوستی استفاده میشود. این عمل به صورت سرپایی و زیر بیهوشی عمومی انجام میشود. در موارد شدید هیپوسپادیاس که صفحه پیشابراه معیوب بوده و انحنای شدید وجود دارد، از روش دو مرحلهای براکا (Bracka Two-Stage Repair) استفاده میشود. در مرحله اول، جراح آلت را صاف میکند (با برداشتن بافت فیبروتیک انحنا را اصلاح میکند) و یک گرافت از مخاط تناسلی را روی صفحه معیوب قرار میدهد. شش تا دوازده ماه بعد، در مرحله دوم، جراح این گرافت را که به خوبی عروقی شده است به شکل لوله درآورده و مجرای جدید را به نوک آلت میرساند.
در جراحی اپیاسپادیاس، هدف اصلی قرار دادن دهانه مجرای ادرار در موقعیت طبیعی و ساختن آلت تناسلی با ظاهری مناسب و عملکردی است. دو روش اصلی ترمیمی در مراکز تخصصی جهان استفاده میشود: تکنیک کانتول-رنسلی اصلاح شده (Modified Cantwell-Ransley Repair) و تکنیک میچل (Mitchell Repair) که به «جدا کردن کامل آلت» نیز معروف است. در روش کانتول-رنسلی اصلاح شده، جراح یک برش طولی در سطح پشتی آلت ایجاد میکند، مجرای ادرار را از بافت اطراف آزاد میسازد، انحنای پشتی را اصلاح میکند و سپس مجرای جدید را به موقعیت طبیعی در نوک آلت منتقل کرده. در روش میچل، جراح مجرای ادرار را به طور کامل از قسمتهای دیگر جدا میکند (با کمترین دستکاری عروق و اعصاب)، انحنا را اصلاح کرده و مجرا را بازسازی میکند. در هر دو روش، پوست ختنهگاه بازسازی میشود و مجرا به نوک آلت منتقل میشود. برای درمان بیاختیاری ادراری که اغلب همراه با اپیاسپادیاس است، جراح ممکن است ترمیم گردن مثانه را به عنوان مرحله دوم یا همزمان انجام دهد. پیگیری طولانیمدت برای ارزیابی کنترل ادراری بسیار مهم است.
در موارد بسیار خفیف هیپوسپادیاس (که دهانه مجرا نزدیک به نوک آلت بوده و انحنایی وجود ندارد) و همچنین در موارد خفیف اپیاسپادیاس که بیاختیاری ندارند، نظارت فعال (Active Surveillance) گزینه معقولی است. برخی بیماران با هیپوسپادیاس بدون علامت فقط تحت نظر پزشک متخصص بوده و گاهی از اقدامات غیرجراحی بهره میبرند. استفاده از پدهای جاذب برای کودکان بزرگتر و نوجوانانی که هنوز به کنترل کامل ادراری نرسیدهاند، راهکار حمایتی قابل قبولی است. در موارد بسیار نادر با ناهنجاریهای شدید که جراحی پرخطر ارزیابی میشود، از کاتتریزاسیون متناوب تمیز (تخلیه منظم مثانه توسط خود بیمار یا والدین) استفاده میشود. در مجموع، روشهای غیرجراحی هرگز قادر به اصلاح ناهنجاری آناتومیک موقعیت دهانه مجرا و انحنای آلت نیستند و فقط نقش تسکینی یا حمایتی دارند.
کاتتریزاسیون متناوب تمیز Clean Intermittent Catheterization – CIC
جراحی فتق کشاله ران (Inguinal hernia) زمانی لازم میشود که بافتهای درون شکم (معمولا قسمتی از روده کوچک) از طریق نقطه ضعیف دیواره عضلانی کشاله ران به زیر پوست بیرون بزنند و باعث بروز علائمی مانند درد مبهم یا کششی، احساس سنگینی، سوزش یا ظاهر شدن برآمدگی قابل لمس شوند؛ این علائم با ایستادن، سرفه یا بلند کردن اجسام سنگین تشدید مییابند. شایعترین علل ایجاد فتق عبارتند از:
جراحی برای تمام موارد علامتدار توصیه میشود، زیرا در صورت عدم درمان، خطر پیشرفت به فتق غیرقابل جااندازی (Incarcerated hernia) یعنی گیر کردن محتویات در کیسه فتق و سپس فتق خفهشده (Strangulated hernia) که در آن جریان خون روده به دام افتاده قطع میشود و به نکروز روده (Intestinal necrosis)، پریتونیت (Peritonitis) و مرگ میانجامد، وجود دارد. در زنان، کودکان و نوجوانان، حتی در موارد بدون علامت نیز جراحی توصیه میشود، زیرا خطر عوارض در این گروهها بیشتر است.
پریتونیت: التهاب پرده صفاق که یک عارضه بسیار خطرناک و کشنده است.
جراحی فتق کشاله ران به دو روش اصلی انجام میشود: روش باز و روش لاپاراسکوپیک.
در روش باز که استاندارد طلایی برای فتق اولیه یکطرفه است، جراح از طریق یک برش ۴ تا ۶ سانتیمتری در چین کشاله ران، کیسه فتق را پیدا کرده، محتویات آن را به داخل حفره شکم بازمیگرداند عملی به نام رداکشن و سپس یک مش مصنوعی پلیپروپیلن (Polypropylene mesh) را روی نقطه ضعف دیواره قرار داده و با بخیههای غیرقابل جذب به رباط اینگوینال و آپونوروز عضله مایل داخلی ثابت میکند. این روش حتی با بیحسی موضعی و آرامبخشی قابل انجام است. در روش لاپاراسکوپیک که بیشتر برای فتق دوطرفه، فتق عود کرده و بیماران چاق به کار میرود، جراح از طریق چند برش کوچک (۵ تا ۱۰ میلیمتر) و با تزریق گاز دیاکسید کربن به حفره شکم برای ایجاد فضای عمل و استفاده از دوربین، مش را در فضای موردنظر یا داخل خود حفره شکم قرار میدهد. مزایای روش لاپاراسکوپیک شامل درد کمتر پس از عمل، بازگشت سریعتر به فعالیتهای روزانه و اسکارهای بسیار کوچک است. میزان عود در هر دو روش با استفاده از مش، کمتر از ۲ درصد است.
در بیمارانی که به دلایلی مانند بیماری شدید قلبی-عروقی، نارسایی تنفسی، اختلالات انعقادی درمانناپذیر یا بدخیمی پیشرفته، توان تحمل جراحی را ندارند، روشهای غیرجراحی به عنوان جایگزین موقت یا بلندمدت به کار میروند. نظارت فعال به معنای پیگیری دورهای بدون جراحی، برای مردان بالای ۵۰ سال با فتق کوچک، بدون علامت و کاملا قابل جااندازی توصیه میشود؛ با این حال، حدود ۷۰ درصد از این بیماران طی ۱۰ سال به جراحی نیاز پیدا میکنند. استفاده از زاپاس فتق، یک بند حمایتی است که با اعمال فشار مستقیم از بیرون، از بیرون زدن فتق جلوگیری میکند و میتواند درد و ناراحتی را کاهش دهد، اما هرگز فتق را درمان نمیکند و استفاده طولانیمدت ممکن است باعث آتروفی عضلات و چسبندگی بافتی شود. جااندازی دستی یک اقدام اورژانسی در موارد فتق غیرقابل جااندازی است که در آن پزشک با بیحسی موضعی، با فشار ملایم و تدریجی، محتویات فتق را به داخل شکم بازمیگرداند. در بیمارانی که مطلقا کاندید جراحی نیستند، مدیریت محافظهکارانه (شامل پرهیز از بلند کردن اجسام سنگین، سرفه مزمن، کاهش وزن) تنها راهکار باقیمانده است. باید تاکید کرد که هیچ روش غیرجراحی جایگزین قطعی برای جراحی فتق نیست و جراحی تنها درمان ریشهای به شمار میرود.
با تکمیل فرم زیر کارشناسان ما در اسرع وقت با شما تماس خواهند گرفت