محصولات NTS شامل نخهای تخصصی جراحی (جذبی و غیرجذبی) میباشد که با هدف پاسخگویی به نیاز تمام گروههای جراحی اعم از جراحی عمومی، چشم، قلب و عروق، مغز و اعصاب، زنان و زایمان، ارتوپدی، اورولوژی در کنار سایر محصولات است.
مغز انسان، به عنوان مرکز فرماندهی بدن، همه چیز را کنترل میکند؛ از تنفس و ضربان قلب گرفته تا حرکت، حافظه، حس کردن و احساسات. هرگونه اختلال در آن میتواند آسیبهای جبرانناپذیری ایجاد کند. بیماریهای مغز و اعصاب مثل تومورهای مغزی (که سالانه از هر صد هزار نفر، ۴ تا ۵ نفر را مبتلا میکند)، آنوریسمهای داخل جمجمه (در ۳ تا ۵ درصد مردم دیده میشود و سالانه ۱ تا ۲ درصد آنها پاره میشود) و سکتهی خونریزیدهنده (حدود ۱۵ درصد کل سکتهها را شامل میشود و در یک ماه ۳۰ تا ۵۰ درصد بیماران را از بین میبرد) از مهمترین دلایل ناتوانی و مرگ در جهان هستند.
خوشبختانه، جراحیهای جدید مغز مانند کرانیوتومی بیدار (که بیمار در حین جراحی تومورهای ناحیه گفتار بیدار است)، برداشت میکروسکوپی آنوریسم، و جراحی آندوسکوپی از راه بینی برای تومور غده هیپوفیز، توانستهاند مرگ و میر و عوارض عصبی را به شدت کاهش دهند. برای نمونه، مرگ و میر جراحی آنوریسم از ۲۰ تا ۳۰ درصد به کمتر از ۵ درصد رسیده است. در این میان، تجهیزات پیشرفتهای مثل نخهای بخیه بسیار نازک برای دوختن رگهای مغزی و ترمیم پرده سخت شامه، به همراه میکروسکوپهای عمل و سیستمهای هدایتگر سهبعدی، نقشی کلیدی در موفقیت جراحی، جلوگیری از خونریزی دوباره و بهبود کارکرد مغز دارند.
جراحی تومور مغزی زمانی انجام میشود که تومور با علائمی مانند سردردهای شدید (بهویژه صبحها)، تشنج، تهوع و استفراغ، تاری یا دوبینی، اختلال در صحبت کردن، ضعف یا بیحسی ناگهانی در دست و پا، یا تغییرات خلقی و شخصیتی، عملکرد طبیعی مغز را مختل کرده باشد و رشد سریع آن جان بیمار را تهدید کند. تومور مغزی یعنی رشد کنترلنشده و غیرعادی سلولها در بافت مغز یا اطراف آن؛ این تومور میتواند خوشخیم (غیرسرطانی) یا بدخیم (سرطانی) باشد و با فشردن یا نفوذ به بافتهای سالم، کار سیستم عصبی را دچار اشکال کند. علت دقیق آن هنوز به طور کامل شناخته نشده، اما عواملی مانند سابقه ارثی (برخی سندرمهای نادر)، قرار گرفتن در معرض پرتوهای قوی (مثلاً پرتودرمانی قبلی ناحیه سر)، و برخی بیماریهای ژنتیکی از مهمترین عوامل خطر شناخته شدهاند. آمار نشان میدهد تومورهای مغزی در بزرگسالان جزو ده سرطان شایع و در کودکان شایعترین نوع سرطان هستند.
برای بسیاری از تومورهای مغزی، به ویژه انواع خوشخیم با رشد آهسته، تومورهای کوچک، یا آنهایی که در نواحی حساس و عمقی مغز قرار دارند (که جراحی خطر آسیب عصبی زیادی دارد)، روشهای بدون جراحی نیز کاربرد دارند. پرتودرمانی به ویژه نوع پیشرفته آن به نام رادیوسرجری استریوتاکتیک (مانند گامانایف یا سایبرنایف) که با پرتوهای بسیار متمرکز، سلولهای تومور را بدون برش و بیهوشی از بین میبرد، گزینهای مؤثر برای تومورهای کوچک و عمقی است. شیمیدرمانی با داروهای خاص، رشد سلولهای سرطانی را مهار میکند و معمولا بعد از جراحی یا در موارد غیرقابل جراحی استفاده میشود. همچنین کورتیکواستروئیدها برای کاهش ورم و فشار داخل جمجمه و تسکین سریع علائمی مانند سردرد و تهوع تجویز میشوند. در تومورهایی که از سایر نقاط بدن به مغز سرایت کردهاند (متاستاز)، درمان اصلی متوقف کردن تومور اولیه است.
هدف اصلی جراحی تومور مغزی، برداشتن حداکثری توده تومور با حفظ کامل بافت سالم مجاور و عملکردهای حیاتی مغز، و همچنین کاهش فشار داخل جمجمه است. در بسیاری از موارد، به ویژه تومورهای خوشخیم که قابل برداشت کامل هستند، جراحی میتواند درمان قطعی باشد. این جراحی اغلب به روش کرانیوتومی (باز کردن بخشی از جمجمه) انجام میشود. روشهای پیشرفتهتر شامل کرانیوتومی بیدار (برای تومورهای نزدیک به مراکز گفتار و حرکت تا بیمار هوشیار باشد و عملکرد مغز نقشهبرداری شود)، جراحی آندوسکوپیک از راه بینی (برای تومورهای قاعده جمجمه و غده هیپوفیز)، و لیزر درمانی هدایتشده با امآرآی (برای تومورهای عمقی دشوار) است. فواید حیاتی جراحی: (۱) کاهش فشار روی مغز و بهبود سریع علائم عصبی؛ (۲) افزایش طول عمر و بهبود پیشآگهی – هرچه تومور کاملتر برداشته شود، شانس بقای بیمار بیشتر میشود؛ (۳) تأمین نمونه بافت برای تشخیص دقیق نوع و درجه بدخیمی تومور تا بتوان درمانهای کمکی (شیمیدرمانی و رادیوتراپی هدفمند) را دقیقتر برنامهریزی کرد.
جراحی ستون فقرات، شامل روشهایی مثل لامینکتومی (برداشتن قسمتی از قوس پشتی مهره)، دیسکتومی (برداشتن بخشی از دیسک بین مهرهای) و فیوژن (جوش دادن مهرهها به هم)، زمانی انجام میشود که بیمار دچار فشردگی ریشه عصبی یا نخاع به دلایلی مانند بیرون زدگی دیسک، تنگی کانال نخاعی، لغزش مهره، تومور، یا شکستگی ناپایدار ستون فقرات باشد. علائمی که نشاندهنده نیاز به جراحی هستند عبارتند از: دردی که به بازوها یا پاها انتشار مییابد، بیحسی، ضعف عضلانی، مشکل در راه رفتن، یا اختلال در کنترل ادرار و مدفوع. شایعترین بیماریهایی که به این جراحیها نیاز دارند عبارتند از: بیرون زدگی دیسک (که از علل اصلی کمردردهای ناتوانکننده است)، تنگی کانال نخاعی (تنگ شدن مجرای عبور نخاع به دلیل تغییرات ناشی از افزایش سن)، و لغزش مهره به جلو. علت اصلی این مشکلات، فرسایش تدریجی دیسکها با افزایش سن است. عوامل دیگر شامل سابقه خانوادگی، ضربه شدید (مانند تصادف یا سقوط)، و بلند کردن مکرر اجسام سنگین با روش نادرست میشود. آمار نشان میدهد که کمردرد ناشی از بیرون زدگی دیسک، بسیاری از بزرگسالان را در مقطعی از زندگی گرفتار میکند و تنگی کانال نخاعی در سالمندان نسبتا شایع است.
بسیاری از بیماران مبتلا به بیرون زدگی دیسک یا تنگی کانال نخاعی را میتوان بدون جراحی درمان کرد. روشهای غیرجراحی شامل استراحت کوتاه مدت (چند روز، نه بیشتر)، فیزیوتراپی (تقویت عضلات پشت و شکم، تمرینات کششی و تعادلی)، داروهای ضدالتهاب، شل کنندههای عضلانی، و در موارد درد شدید، تزریق کورتیکواستروئید به فضای اطراف ریشه عصبی (اِپیدورال) است که التهاب را کم میکند. همچنین تزریق پلاسمای غنی از پلاکت در برخی موارد برای تحریک ترمیم بافتی به کار میرود. در تنگی کانال نخاعی، کاهش وزن (در افراد چاق) و تمرینات ثبات مرکزی و تعادل نقش مهمی دارند. طب سوزنی و ماساژ درمانی نیز میتوانند در بعضی بیماران تسکین علامتی ایجاد کنند.
نکته مهم: اگر علائم عصبی شدیدی مانند ضعف پیشرونده یا بیاختیاری ادرار و مدفوع وجود نداشته باشد، معمولاً چند هفته درمان محافظهکارانه قبل از تصمیم به جراحی توصیه میشود.
هدف اصلی جراحی ستون فقرات، برطرف کردن فشار از روی ریشههای عصبی یا نخاع، تثبیت ستون فقرات، و بازگرداندن عملکرد عصبی از دست رفته است. عمل دیسکتومی (اغلب به روش میکروسکوپی یا آندوسکوپیک) برای خارج کردن قطعه دیسک بیرون زده یا پاره شده که به عصب فشار میآورد، انجام میشود. لامینکتومی با برداشتن بخشی از قوس مهره، کانال نخاعی را گشاد میکند و در تنگی کانال یا لغزش مهره کاربرد دارد. فیوژن (جوش دادن دو یا چند مهره با پیچ، میله و گرافت استخوانی) در موارد بیثباتی ستون فقرات مانند لغزش شدید مهره، شکستگی، یا پس از برداشت وسیع استخوان استفاده میشود تا حرکت غیرعادی متوقف گردد. فواید حیاتی این جراحیها: (۱) تسکین سریع درد منتشر به اندامها و بهبود قدرت حرکتی – اکثر بیماران پس از دیسکتومی ظرف چند هفته از درد شدید سیاتیک رهایی مییابند. (۲) جلوگیری از آسیب دائمی عصبی و فلج – در موارد نادری که فشردگی شدید ریشههای انتهایی نخاع باعث اختلال در ادرار و مدفوع شود (سندرم دم اسب)، جراحی اورژانسی طی چند ساعت برای بازگشت عملکرد ضروری است. (۳) بازگرداندن ثبات ستون فقرات و جلوگیری از پیشرفت بدشکلی
جراحی آنوریسم عروق مغزی (شامل دو روش کلیپینگ میکروسرجری و کویلینگ اندوواسکولار) زمانی انجام میشود که آنوریسم به اندازه قابل توجهی رسیده باشد، شکل نامنظم داشته باشد، قبلا پاره شده و باعث خونریزی مغزی شده باشد، یا بدون پارگی اما با علائمی مانند فشار روی اعصاب مغزی (دوبینی، درد پشت چشم) یا سردردهای موضعی همراه باشد. آنوریسم عروق مغزی یعنی اتساع موضعی و کیسهمانند دیواره یک سرخرگ مغزی که به دلیل ضعف لایه عضلانی و کشسان دیواره رگ ایجاد میشود و خطر پارگی و خونریزی زیر عنکبوتیه را به همراه دارد. علل اصلی آن عبارتند از: فشارخون مزمن و کنترلنشده (شایعترین عامل)، سیگار کشیدن، عوامل ژنتیکی (مانند برخی سندرمهای نادر)، سابقه فامیلی آنوریسم، تصلب شرایین، و ضربه به سر. آمار نشان میدهد آنوریسمهای بدون علامت در جمعیت عمومی چندان نادر نیستند و در صورت پارگی، مرگ و میر قابل توجهی پیش از رسیدن به بیمارستان و در ماه اول رخ میدهد.
همه آنوریسمهای مغزی نیاز به جراحی ندارند و برخی با روشهای محافظهکارانه قابل مدیریت هستند. برای آنوریسمهای کوچک و بدون علامت (کمتر از ۵ میلیمتر) در افراد بدون عوامل خطر (فشارخون نرمال، غیرسیگاری، بدون سابقه خانوادگی)، نظارت دورهای با تصویربرداری هر یک تا دو سال و کنترل دقیق فشار خون میتواند کافی باشد. مدیریت محافظهکارانه شامل ترک سیگار، کنترل چربی و قند خون، پرهیز از بلند کردن اجسام سنگین و فعالیتهایی که فشار داخل جمجمه را افزایش میدهد، و در صورت سردرد، استفاده از مسکنهای ساده است. داروهایی مانند استاتینها (کاهنده چربی خون) ممکن است التهاب دیواره آنوریسم را کاهش دهند.
هدف اصلی جراحی آنوریسم مغزی، جلوگیری از پارگی (در آنوریسم بدون پارگی) یا جلوگیری از خونریزی مجدد (در آنوریسم پاره شده) و در نتیجه کاهش مرگ و میر و ناتوانی ناشی از خونریزی مغزی است. دو روش اصلی وجود دارد: (۱) کلیپینگ میکروسرجری: جراح با باز کردن بخشی از جمجمه (کرانیوتومی) و با استفاده از میکروسکوپ، یک کلیپ مخصوص (اغلب تیتانیومی) را روی گردن آنوریسم میبندد در حالی که جریان شریان اصلی حفظ میشود. این روش برای آنوریسمهای قابل دسترس و با گردن باریک طلایی محسوب میشود و میزان بسته شدن کامل آن بسیار بالاست. (۲) کویلینگ اندوواسکولار: از طریق کاتتری که از شریان کشاله ران وارد میشود، کویلهای پلاتینیومی به درون کیسه آنوریسم فرستاده میشود تا جریان خون را قطع کرده و آن را ببندد. این روش برای آنوریسمهای عمقی یا با گردن پهن مناسب است. فواید حیاتی جراحی: (۱) کاهش چشمگیر خطر خونریزی مجدد در آنوریسم پاره شده، بدون جراحی احتمال خونریزی مجدد به ویژه در روزهای اول بسیار بالاست و هر بار خونریزی مجدد با مرگ و میر بالایی همراه است. جراحی (کلیپینگ یا کویلینگ) این خطر را به میزان بسیار ناچیزی کاهش میدهد. (۲) بهبود بقا و عملکرد عصبی در بیمارانی که با شرایط بالینی خوب جراحی میشوند، شانس بازگشت به زندگی عادی بسیار بالاست.
جراحی کرانیوتومی (باز کردن موقت بخشی از جمجمه برای دسترسی به مغز) و کرانیوپلاستی (ترمیم نقص استخوان جمجمه با مواد مصنوعی یا استخوان ذخیرهشده) زمانی انجام میشود که بیمار نیاز به برداشتن ضایعه داخل جمجمه (مانند تومور، آنوریسم یا لخته خون)، کاهش فشار مغز در اثر ضربه یا ورم شدید، یا ترمیم نقص استخوانی ناشی از جراحی قبلی، شکستگی باز جمجمه یا کرانیکتومی (برداشتن قطعه استخوان برای کاهش فشار) داشته باشد. بیماریهای شایع نیازمند این اعمال عبارتند از: تومورهای مغزی (خوشخیم یا بدخیم)، خونریزیهای داخل جمجمه (مزمن یا حاد)، آبسه مغزی، و ورم شدید مغز به دنبال سکته یا ضربه. علل زمینهای شامل فشارخون کنترلنشده، ضربه به سر (تصادف، سقوط)، تومورهای سرطانی که از سایر اندامها به مغز گسترش یافتهاند، عفونتهای منتشرشده از سینوسها یا گوش، و نقایص مادرزادی است. آمار نشان میدهد که تروما به سر در سراسر جهان شایع است و بخش قابل توجهی از مصدومان به جراحی اورژانسی نیاز پیدا میکنند. همچنین کرانیوتومی یکی از روشهای اصلی برای برداشتن تومورهای بدخیم مغزی محسوب میشود.
بسیاری از شرایطی که ممکن است منجر به کرانیوتومی شوند را میتوان بدون جراحی باز مدیریت کرد. در موارد افزایش فشار داخل جمجمه با شدت خفیف تا متوسط، درمان دارویی با داروهای کاهنده ورم و تنظیم تنفس برای کاهش دیاکسید کربن خون میتواند فشار را بدون جراحی کاهش دهد. در برخی آنوریسمها، کویلینگ از راه رگ بدون باز کردن جمجمه انجام میشود. برای تومورهای عمقی که جراحی باز خطرناک است، رادیوسرجری استریوتاکتیک (تابش پرتوهای متمرکز) یا بیوپسی سوزنی جایگزین کرانیوتومی وسیع میشود. برای نقایص کوچک جمجمه (کمتر از دو سانتیمتر) که خطر بیرون زدگی مغز ندارند، استفاده از کلاه ایمنی محافظ و نظارت دورهای میتواند کافی باشد.
هدف اصلی کرانیوتومی، دسترسی مستقیم و ایمن به ضایعه داخل جمجمه برای برداشتن کامل، نمونهبرداری یا تخلیه آن و نیز کاهش فیزیکی فشار داخل جمجمه است. در کرانیوتومی، جراح برشی روی پوست سر میزند، یک قطعه استخوان را برمیدارد، پرده پوشاننده مغز را باز میکند و پس از انجام عمل، استخوان را سر جای خود بازمیگرداند. اما در کرانیکتومی که برای کاهش فشار شدید مغز انجام میشود، استخوان برگردانده نمیشود و نقصی ایجاد میگردد که بعدا در یک جراحی دوم به نام کرانیوپلاستی ترمیم میشود. فواید حیاتی این جراحیها: (۱) نجات بیمار در فشار شدید مغزی در موارد ورم بدخیم پس از سکته وسیع یا ضربه، کرانیکتومی به سرعت مرگ و میر را به میزان چشمگیری کاهش میدهد. (۲) برداشت کامل تومورهای قابل دسترس، در تومورهای خوشخیم، کرانیوتومی امکان درمان قطعی را فراهم میکند. در تومورهای بدخیم، هرچه برداشت کاملتر باشد، بقای بیمار طولانیتر میشود. (۳) ترمیم زیبایی و محافظت از مغز: کرانیوپلاستی با صفحات تیتانیومی یا مواد مصنوعی (و یا استخوان ذخیره شده) علاوه بر حفاظت از مغز در برابر ضربات، علائمی مانند سردرد، سرگیجه و اختلالات شناختی ناشی از نقص استخوان را بهبود میبخشد.
جراحی شانت مغزی زمانی انجام میشود که بیمار دچار هیدروسفالی (آب آوردن مغز) شود؛ یعنی مایع مغزی-نخاعی بیش از حد در بطنهای مغز جمع شده و فشار داخل جمجمه را بالا ببرد و به بافت مغز آسیب بزند. علائمی که نیاز به جراحی را نشان میدهند عبارتند از: سردرد صبحگاهی همراه با تهوع و استفراغ، اختلال در راه رفتن، کاهش حافظه و تواناییهای ذهنی، بیاختیاری ادرار، و در نوزادان بزرگ شدن غیرعادی دور سر و افتادگی چشمها به سمت پایین. هیدروسفالی میتواند مادرزادی یا اکتسابی (در اثر خونریزی داخل بطنها به ویژه در نوزادان نارس، تومورهای مغزی، ضربه به سر و خونریزی زیر عنکبوتیه) باشد. این بیماری در نوزادان و بزرگسالان دیده میشود. در سالمندان، نوعی از هیدروسفالی با فشار طبیعی وجود دارد که گاهی با بیماری آلزایمر اشتباه گرفته میشود.
برخی از موارد هیدروسفالی را میتوان بدون جاگذاری شانت دائمی مدیریت کرد. در هیدروسفالی حاد ناشی از خونریزی داخل بطن در نوزادان نارس، از درناژ بطنی خارجی استفاده میشود: یک لوله به بطن مغز متصل و به کیسهای در خارج از بدن راه مییابد تا مایع اضافی را به طور موقت تخلیه کند. گاهی پس از جذب خون، نیاز به شانت دائمی برطرف میشود. در موارد انسداد خفیف، داروهای کاهنده تولید مایع مغزی میتوانند به طور موقت فشار را کاهش دهند. در هیدروسفالی با فشار طبیعی با علائم خفیف، تخلیه مایع از راه کمر به صورت مکرر ممکن است علائم راه رفتن و حافظه را موقتا بهبود بخشد. همچنین اگر هیدروسفالی ناشی از تومور باشد، برداشتن خود تومور (در صورت امکان) میتواند مسیر گردش مایع را باز کند. با این حال، در بیشتر موارد پیشرونده و علامتدار، این روشها فقط موقتی هستند و جراحی شانت درمان قطعی محسوب میشود.
هدف اصلی جراحی شانت مغزی، منحرف کردن دائمی مایع اضافی از بطنهای مغز به حفره شکم (یا در موارد خاص به حفره قفسه سینه یا دهلیز قلب) برای عادیسازی فشار داخل جمجمه و جلوگیری از آسیب برگشتناپذیر مغز است. در این عمل، یک لوله سیلیکونی باریک با یک سر در بطن جانبی مغز و سر دیگر در حفره شکم قرار میگیرد. یک دریچه یکطرفه در مسیر لوله تنها زمانی باز میشود که فشار داخل جمجمه از حد معینی بالاتر رود. فواید حیاتی جراحی: (۱) نجات بیمار در هیدروسفالی حاد در موارد فشار بسیار بالا، بدون جراحی خطر کاهش هوشیاری، ادم مغزی و مرگ وجود دارد. شانت مغزی ظرف چند روز فشار را عادی کرده و جان بیمار را نجات میدهد. (۲) بهبود عملکرد مغز و کیفیت زندگی: در هیدروسفالی با فشار طبیعی، بسیاری از بیماران پس از جراحی بهبود قابل توجهی در راه رفتن، کنترل ادرار و تواناییهای ذهنی پیدا میکنند. در نوزادان، جراحی به موقع از عقب ماندگی ذهنی و سفتی عضلات جلوگیری میکند. (۳) پیشگیری از عوارض طولانی مدت: هیدروسفالی درماننشده در کودکان باعث بزرگی غیرعادی سر، آسیب بینایی و اختلال شدید رشد میشود.
جراحی تومور نخاعی زمانی انجام میشود که تومور (خوشخیم یا بدخیم) در داخل کانال نخاعی، روی نخاع یا ریشههای عصبی فشار آورده و علائمی مانند درد پیشرونده (به ویژه درد شبانه که با دراز کشیدن بدتر میشود)، ضعف عضلانی، اختلال در راه رفتن، بیحسی و گزگز اندامها، و در موارد پیشرفته اختلال در کنترل ادرار و مدفوع ایجاد کند. در تومورهای بدخیم که سریع رشد کرده و نخاع را در معرض آسیب دائمی قرار میدهند، جراحی اورژانسی ضروری است.
بسیاری از تومورهای نخاعی، به ویژه انواع خوشخیم با رشد آهسته، بدون جراحی باز قابل کنترل هستند. پرتودرمانی هدفمند (مانند رادیوسرجری استریوتاکتیک نخاعی) میتواند تومورهای حساس به پرتو را کوچک کرده و علائم را کاهش دهد. کورتیکواستروئیدها به سرعت ورم اطراف تومور را کم کرده و فشار روی نخاع را کاهش میدهند و اغلب به عنوان درمان اولیه پیش از تصمیم به جراحی استفاده میشوند. شیمیدرمانی هدفمند و ایمونوتراپی در تومورهای بدخیم اولیه یا متاستازهای حساس به شیمی میتواند اندازه تومور را کاهش دهد. در تومورهای خوشخیم کوچک بدون علامت یا با علائم خفیف و غیرپیشرونده، نظارت دورهای با امآرآی هر چند ماه یک بار و مدیریت علامتی (مسکن، فیزیوتراپی) روش انتخابی است. برای بیمارانی که جراحی برایشان ممکن نیست (به دلیل بیماری زمینه شدید یا تومور غیرقابل برداشت)، درمان تسکینی برای کنترل درد انجام میشود. با این حال، در تومورهایی که فشار شدید یا پیشرونده روی نخاع ایجاد میکنند، روشهای غیرجراحی اغلب موقتی هستند و جراحی قطعیترین گزینه است.
هدف اصلی جراحی تومور نخاعی، برداشت هرچه بیشتر تومور با کمترین آسیب به بافت عصبی سالم، رفع فشار از روی نخاع و ریشههای عصبی، و در صورت نیاز بازگرداندن ثبات ستون فقرات است. این جراحی اغلب با روش لامینکتومی (برداشتن قوس پشتی مهره) برای دسترسی به کانال نخاعی انجام میشود و با استفاده از میکروسکوپ و مانیتورینگ حین عمل، جراح تومور را از نخاع و ریشههای عصبی جدا میکند. در تومورهای خوشخیم با مرز مشخص، جراحی میتواند تومور را به طور کامل بردارد و شانس درمان قطعی بسیار بالاست. در تومورهای بدخیم که نمیتوان کامل برداشت، برداشت نسبی (کاهش حجم تومور) برای رفع فشار و به تا خیر انداختن پیشرفت بیماری انجام میشود.
جراحی مغز و اعصاب کودکان زمانی انجام میشود که نوزاد یا کودک دچار اختلالات مادرزادی یا اکتسابی در مغز و نخاع شود که زندگی یا رشد طبیعی سیستم عصبی را تهدید کند. این شرایط شامل هیدروسفالی (تجمع مایع در مغز و افزایش فشار داخل جمجمه)، تومورهای مغزی کودکان، اسپینا بیفیدا (بیرون زدگی نخاع از ستون فقرات)، کرانیوسینوستوز (بسته شدن زودهنگام بخیههای جمجمه و تغییر شکل سر)، صرع مقاوم به دارو، و آسیبهای شدید مغزی ناشی از ضربه هستند. این بیماریها در میان کودکان شایع هستند؛ به عنوان مثال تومورهای مغزی دومین سرطان شایع در کودکان و هیدروسفالی مادرزادی نیز در تعدادی از نوزادان دیده میشود. علل اصلی شامل عوامل ژنتیکی (سندرمهای ارثی)، کمبود اسید فولیک در مادر در دوران بارداری، عفونتهای مادر، مصرف الکل، و ناهنجاریهای تکاملی لوله عصبی است.
بسیاری از بیماریهای مغز و اعصاب کودکان را میتوان بدون جراحی باز مدیریت کرد. در هیدروسفالی خفیف و غیرپیشرونده، داروهای کاهنده تولید مایع مغزی ممکن است فشار را برای مدتی کنترل کنند. در اسپینا بیفیدای پنهان (بدون بیرون زدگی کیسه)، فقط نظارت و فیزیوتراپی کافی است. در کرانیوسینوستوز خفیف و محدود به یک بخیه، استفاده از کلاههای قالبگیری جمجمه در نوزادان زیر شش ماه میتواند شکل طبیعی سر را بدون جراحی بازگرداند. برای تومورهای کوچک و عمقی که جراحی خطرناک است، شیمیدرمانی و پرتودرمانی دقیق (مانند پروتون تراپی) به کار میرود. در صرع مقاوم، رژیم غذایی مناسب (غذای پرچرب و کم کربوهیدرات) در بسیاری از کودکان تعداد حملات را کاهش میدهد. با این حال، در موارد پیشرونده یا بدخیم، روشهای غیرجراحی فقط کمکی هستند و جراحی نقش اصلی را دارد.
هدف جراحی در کودکان، رفع فشار از مغز و نخاع، برداشتن ضایعه (تومور، کانون صرع)، ترمیم ناهنجاریهای ساختاری و عادیسازی جریان مایع مغزی است تا رشد طبیعی سیستم عصبی تضمین شده و از عقبماندگی ذهنی و فلج دائمی جلوگیری شود. اعمال رایج شامل: جاگذاری شانت یا آندوسکوپی بطنی برای هیدروسفالی، برداشت تومورهای حفره خلفی مغز، ترمیم اسپینا بیفیدا در نخستین روزهای تولد، باز کردن بخیههای بسته جمجمه در کرانیوسینوستوز، و جراحی صرع مقاوم. فواید جراحی: نجات جان در تومورهای بدخیم و هیدروسفالی حاد، پیشگیری از آسیب دائمی مغز، بهبود کیفیت زندگی و توانبخشی.
با تکمیل فرم زیر کارشناسان ما در اسرع وقت با شما تماس خواهند گرفت