ما به کسب و کارهای نوپا مانند شما کمک می کنیم تا حرفه ای شوند.

درباره شرکت نخ جراحان طب سینا

نخ های تخصصی جراحی

محصولات NTS شامل نخ‌های تخصصی جراحی (جذبی و غیرجذبی) می‌باشد که با هدف پاسخگویی به نیاز تمام گروه‌های جراحی اعم از جراحی عمومی، چشم، قلب و عروق، مغز و اعصاب، زنان و زایمان، ارتوپدی، اورولوژی در کنار سایر محصولات است.

اطلاعات تماس

جراحی‌های عمومی

General surgeries

جراحی‌های عمومی شامل طیف گسترده‌ای از مداخلات حیاتی هستند که هرکدام هدف مشخصی دارند: جراحی مری برای رفع انسداد و تومورها، گاسترکتومی برای برداشتن تومور معده، جراحی کولورکتال برای درمان سرطان و بیماری‌های التهابی روده، کوله‌سیستکتومی (به دو روش باز و لاپاراسکوپی) برای خارج کردن کیسه صفرای سنگ‌ساز، هپاتکتومی و پیوند کبد برای برداشت تومور یا نجات کبد نارسا، ترمیم انواع فتق (کشاله ران، ناف، رانی و محل برش قبلی) به دو روش باز و لاپاراسکوپی برای جلوگیری از آسیب‌های شدید، و ماستکتومی (ساده و رادیکال) برای درمان سرطان پستان.

جراحی‌های عمومی

اگر این جراحی‌‌ها انجام نشوند، عوارض مرگباری مثل خونریزی داخلی، عفونت منتشر، انسداد روده و گسترش سرطان بروز می‌کند. با پیشرفت علم و فناوری، جراحی مدرن با بهره‌گیری از لاپاراسکوپی، رباتیک، استپلرهای هوشمند، نخ‌های بخیه پیشرفته و تصویربرداری حین عمل، توانسته است دقت را بالا ببرد، عوارض را کم کند و دوره نقاهت را به حداقل برساند.

جراحی مری بیشتر به دلایل بدخیمی (سرطان)، ناهنجاری‌های مادرزادی و ضایعات پیشرفته انجام می‌شود. شایع‌ترین علت، سرطان مری (انواع سنگفرشی و آدنوکارسینوما) است؛ وقتی تومور محدود به دیواره مری باشد و به جاهای دیگر پخش نشده باشد، جراحی بهترین شانس را برای درمان قطعی فراهم می‌کند. در ناهنجاری‌های مادرزادی مانند آترزی مری (که در نوزادان مجرای مری به طور طبیعی باز نیست)، جراحی اورژانسی در ساعات اول تولد برای وصل کردن دو سر مری و جلوگیری از ورود غذا به ریه و مرگ نوزاد ضروری است. همچنین بیماری‌های حرکتی مری که به درمان‌های ساده‌تر جواب نداده باشند، تومورهای خوش‌خیم بزرگ (مثل لیومیوم، Leiomyoma) که باعث انسداد و مشکل در بلع شده‌اند، و پارگی مری (سوراخ شدن دیواره) از دیگر مواردی هستند که نیاز به جراحی دارند. اگر در این شرایط جراحی نشود، عوارضی مثل سوءتغذیه شدید، بارها وارد شدن غذا به ریه، ایجاد مجرای غیرعادی بین مری و نای، عفونت فضای قفسه سینه و در نهایت مرگ رخ می‌دهد.

جراحی استاندارد برای برداشتن بخش بیمار مری، ازوفاژکتومی (Esophagectomy) نام دارد که با سه روش اصلی انجام می‌شود. در روش ترانس هیاتال، جراح از طریق برش در شکم و گردن (بدون باز کردن قفسه سینه) مری را جدا کرده و معده را به سمت گردن می‌کشد و به باقیمانده مری وصل می‌کند. در روش ترانس توراسیک، از طریق برش در قفسه سینه (توراکوتومی) به مری دسترسی پیدا کرده و تومور را همراه با مقداری بافت سالم اطراف برمی‌دارد. روش کم‌تهاجمی (MIE) با استفاده از لاپاراسکوپ و توراکوسکوپ از طریق چند برش کوچک (۵ تا ۱۰ میلی‌متر) انجام می‌شود که درد کمتری داشته و دوره نقاهت کوتاه‌تر است. در همه روش‌ها، پس از برداشتن بخش درگیر، مسیر گوارش با بالا کشیدن معده (و گاهی روده بزرگ) و اتصال آن به مری باقیمانده بازسازی می‌شود. جراحی معمولا ۴ تا ۸ ساعت طول می‌کشد و بیمار ۷ تا ۱۴ روز در بیمارستان می‌ماند.

گاهی جراحی به دلایلی مثل پخش شدن سرطان به اندام‌های دور، درگیری شدید عروق یا اندام‌های مجاور، یا وضعیت جسمانی بد بیمار (مثلا بیماری شدید قلبی یا ریوی) امکان‌پذیر نیست. در این موارد روش‌های جایگزین متعددی وجود دارد. کمو رادیوتراپی قطعی (ترکیب شیمی‌درمانی و پرتودرمانی همزمان) به عنوان درمان اصلی در سرطان موضعی پیشرفته غیرقابل جراحی استفاده می‌شود و برخی مطالعات نشان داده‌اند که نتیجه آن با جراحی قابل مقایسه است. برای رفع مشکل بلع روش‌های تسکینی وجود دارد: گذاشتن استنت (لوله توری فلزی یا پلاستیکی در محل تنگی برای باز نگه داشتن مجرا)، باز کردن تنگی با بالون (اتساع)، لیزر درمانی آندوسکوپیک (سوزاندن بافت تومور)، و فوتودینامیک تراپی. همچنین برای تغذیه بیمارانی که نمی‌توانند چیزی ببلعند، لوله تغذیه‌ای از راه پوست به معده یا به روده کوچک گذاشته می‌شود. در نهایت، انتخاب روش جایگزین با توجه به مرحله بیماری، وضعیت عمومی بیمار و هدف درمان (درمان ریشه‌ای یا تسکینی) توسط تیم پزشکی تصمیم‌گیری می‌شود.

برداشتن بخشی از معده یا تمام آن (گاسترکتومی) بیشتر به دلایل سرطان، عوارض جدی بیماری‌های خوش‌خیم که با روش‌های دیگر کنترل نمی‌شوند، و ضایعاتی که احتمال سرطانی شدن دارند، انجام می‌گیرد. شایع‌ترین علت، سرطان معده (آدنوکارسینوم) است؛ در مراحل اولیه که تومور قابل برداشت باشد، جراحی تنها شانس درمان قطعی محسوب می‌شود. سایر علل شامل تومورهای دستگاه گوارش، لنفوم معده که به شیمی‌درمانی جواب نداده باشد، زخم‌های مزمن و عودکننده همراه با خونریزی مقاوم، سوراخ شدن دیواره یا انسداد خروجی معده، و ضایعات پیش‌سرطانی گسترده هستند. اگر جراحی انجام نشود، خطر پیشرفت سرطان، خونریزی کشنده و انسداد کامل معده وجود دارد.

جراحی به دو روش اصلی انجام می‌شود: گاسترکتومی ساب توتال (برداشتن دو سوم پایینی معده) برای تومورهای یک سوم تحتانی، و گاسترکتومی توتال (برداشتن تمام معده) برای تومورهای یک سوم بالایی یا تومورهای منتشر. جراحی می‌تواند به روش باز (از طریق یک برش بزرگ در وسط شکم) یا لاپاراسکوپیک (با چند برش کوچک و دوربین) انجام شود. پس از برداشتن معده، جراح مسیر گوارش را بازسازی می‌کند: در گاسترکتومی ساب توتال، باقیمانده معده را به ابتدای روده کوچک وصل می‌کند. در گاسترکتومی توتال، مری را مستقیما به حلقه‌ای از روده متصل می‌نماید. معمولا غدد لنفاوی اطراف معده نیز برداشته می‌شوند. جراحی حدود ۲ تا ۵ ساعت طول می‌کشد و بیمار ۵ تا ۱۰ روز در بیمارستان می‌ماند.

گاهی جراحی به دلایلی مثل پخش شدن سرطان به اندام‌های دور، درگیری عروق اصلی اطراف معده، یا وضعیت جسمانی بسیار بد بیمار (بیماری شدید قلبی یا ریوی، نارسایی کبدی) امکان‌پذیر نیست. در این موارد روش‌های جایگزین شامل موارد زیر است: (۱) شیمی‌درمانی سیستمیک برای کنترل بیماری و افزایش طول عمر، (۲) رادیوتراپی تسکینی برای کاهش درد و خونریزی، (۳) روش‌های آندوسکوپیک مانند گذاشتن استنت (لوله مشبک) برای باز نگه داشتن مسیر خروجی معده، لیزر درمانی برای بندآوردن خونریزی و از بین بردن ضایعه، (۴) تغذیه حمایتی از طریق لوله‌ای که از راه پوست به معده یا روده کوچک گذاشته می‌شود، برای بیمارانی که نمی‌توانند غذا ببلعند، و (۵) درمان هدفمند و ایمونوتراپی در موارد منتخب.

جراحی کولورکتال بیشتر به دلایل سرطان، بیماری‌های التهابی مقاوم به درمان، اورژانس‌های شکمی و ضایعات خوش‌خیم پیچیده انجام می‌شود. شایع‌ترین علت، سرطان روده بزرگ یا راست روده است؛ در مراحلی که تومور قابل برداشتن باشد، جراحی تنها شانس درمان قطعی محسوب می‌شود. سایر دلایل مهم شامل بیماری التهابی روده که به دارو جواب نداده یا عوارضی مثل تنگی روده، فیستول(Fistule) یا دیسپلازی (دیسپلازی به معنی رشد یا تکامل غیرعادی سلول‌ها و بافت‌ها در بدن است که می‌تواند در اندام‌های مختلف دیده شود.) ایجاد کرده باشد، اورژانس‌های حاد مانند انسداد کامل روده، سوراخ شدن دیواره، خونریزی کنترل‌ناپذیر یا پیچ خوردگی روده، پولیپ‌های پیشرفته‌ای که با آندوسکوپ قابل برداشتن نیستند (پولیپ بزرگ یا با تغییرات سرطانی)، و دیورتیکولیت(Diverticulitis) عودکننده یا پیچیده (آبسه، فیستول، عفونت حفره شکم) هستند. اگر در این موارد جراحی انجام نشود، خطر پیشرفت سرطان، عفونت منتشر، انسداد کشنده و خونریزی شدید وجود دارد..

نوع جراحی بستگی به محل ضایعه و میزان درگیری دارد. برای تومورهای سکوم و کولون صعودی (سمت راست)، کولکتومی راست انجام می‌شود. برای تومورهای کولون نزولی و سیگموئید (سمت چپ)، کولکتومی چپ انجام می‌گیرد. برای تومورهای راست روده، بسته به فاصله از مقعد، رزکسیون قدامی رکتوم (LAR) یا رزکسیون شکمی-پرینه (APR) به کار می‌رود. جراحی می‌تواند به روش باز (با یک برش بزرگ در وسط شکم) یا لاپاراسکوپیک (با چند برش کوچک ۰.۵ تا ۱ سانتی‌متر و دوربین) انجام شود. در بیشتر موارد پس از برداشتن قسمتی از روده بیمار، جراح دو سر سالم روده را به هم وصل می‌کند (آناستوموز). در شرایط اورژانسی یا تومورهای خیلی پایین رکتوم که اتصال ایمن ممکن نباشد، یک خروجی موقت یا دائمی روی شکم ایجاد می‌شود که به آن استوما (کولستومی یا ایلئوستومی) می‌گویند. معمولا غدد لنفاوی منطقه نیز برداشته می‌شوند. جراحی حدود ۲ تا ۶ ساعت طول می‌کشد و بستری بیمار ۳ تا ۱۰ روز است (در روش لاپاراسکوپی، مدت بستری کوتاه‌تر است).

گاهی جراحی به دلایلی مثل پخش شدن سرطان به اندام‌های دور، درگیری عروق اصلی اطراف، یا وضعیت جسمانی بسیار بد بیمار (بیماری شدید قلبی یا ریوی، نارسایی کبدی) امکان‌پذیر نیست. در این موارد روش‌های جایگزین عبارتند از: (۱) شیمی‌درمانی سیستمیک همراه با درمان هدفمند برای کنترل بیماری و افزایش طول عمر، (۲) رادیوتراپی (به ویژه در سرطان رکتوم قبل از جراحی یا به عنوان درمان تسکینی)، (۳) روش‌های آندوسکوپیک تسکینی مثل گذاشتن استنت (لوله مشبک) برای باز کردن انسداد حاد روده، لیزر درمانی برای بندآوردن خونریزی، (۴) روش‌های بینابینی مثل فرسایش با امواج رادیوفرکانسی (RFA) یا سرما درمانی برای از بین بردن متاستازهای کبدی، (۵) ایمونوتراپی در مواردی که تومور ویژگی ژنتیکی خاصی دارد، و (۶) تغذیه حمایتی و ایجاد استوما (کولستومی یا ایلئوستومی) در بیمارانی که انسداد کامل دارند و جراحی برداشتن امکان‌پذیر نیست تا کیفیت زندگی بهبود یابد. تیم چندتخصصی شامل انکولوژیست، رادیوتراپیست و جراح، بر اساس نوع و ژنتیک تومور، وسعت بیماری و وضعیت عمومی بیمار، بهترین روش جایگزین را انتخاب می‌کند.

جراحی کوله سیستکتومی (برداشتن کیسه صفرا به صورت باز و لاپاراسکوپی)

جراحی برداشتن کیسه صفرا بیشتر برای درمان سنگ‌های صفراوی که علامت ایجاد کرده‌اند و عوارض ناشی از آن انجام می‌شود. کیسه صفرا یک عضو کوچک در زیر کبد است که صفرا را ذخیره کرده و به روده کوچک می‌فرستد تا به هضم چربی‌ها کمک کند. شایع‌ترین علت جراحی، وجود سنگ در کیسه صفرا است که می‌تواند باعث درد شدید، التهاب حاد یا مزمن کیسه صفرا، و انسداد مجاری صفراوی شود. گاهی سنگ‌ها به مجرای صفراوی مشترک می‌افتند و باعث زردی و التهاب لوزالمعده (پانکراتیت) می‌شوند. علل نادرتر شامل پولیپ‌های بزرگ کیسه صفرا، تومورها، ناهنجاری‌های مادرزادی و پارگی بر اثر ضربه است. اگر جراحی در موارد علامت‌دار انجام نشود، خطر بازگشت درد، التهاب حاد کیسه صفرا، پانکراتیت صفراوی، و در موارد نادر سرطان کیسه صفرا وجود دارد. در بیمارانی که سنگ کیسه صفرا دارند ولی هیچ علامتی ندارند، معمولا نیازی به جراحی نیست و فقط نظارت دوره‌ای کافی است.

جراحی کوله‌سیستکتومی به دو روش اصلی انجام می‌شود: لاپاراسکوپیک (روش استاندارد طلایی) و باز. در روش لاپاراسکوپیک که امروزه در بیش از ۹۹ درصد موارد با موفقیت انجام می‌شود، جراح چندین برش کوچک روی دیواره شکم ایجاد می‌کند. از طریق یک برش نزدیک ناف، گاز دی‌اکسید کربن به داخل حفره شکم تزریق می‌شود تا فضای کافی برای کار ایجاد شود و سپس دوربین (لاپاراسکوپ) وارد می‌گردد. جراح با ابزارهای باریکی که از برش‌های دیگر وارد می‌شوند، مجرای کیستیک و شریان کیستیک را شناسایی و بسته می‌کند و سپس کیسه صفرا را از بستر کبد جدا کرده و از طریق یکی از برش‌ها خارج می‌نماید. جراحی معمولا ۳۰ تا ۹۰ دقیقه طول می‌کشد و بیمار اغلب همان روز یا فردای آن روز مرخص می‌شود. در روش باز، جراح یک برش ۱۰ تا ۱۵ سانتی‌متری در سمت راست بالای شکم ایجاد می‌کند. این روش بیشتر در موارد اورژانسی، چسبندگی‌های شدید، یا هنگامی که روش لاپاراسکوپیک به نتیجه نمی‌رسد، به کار می‌رود. در روش باز، بیمار نیاز به بستری طولانی‌تر (۲ تا ۵ روز) و دوره نقاهت بیشتری دارد. مطالعات نشان داده‌اند که روش لاپاراسکوپیک نسبت به روش باز، درد کمتری دارد، مدت بستری کوتاه‌تر است و عوارض کمتری ایجاد می‌کند. عوارض احتمالی هر دو روش شامل خونریزی، عفونت، نشت صفرا و آسیب به مجرای صفراوی مشترک است.

اگر بیمار به دلیل شرایط جسمانی وخیم (مثل بیماری شدید قلبی یا ریوی، نارسایی پیشرفته کبدی، اختلالات انعقادی) نتواند جراحی شود، یا سنگ‌ها بی‌علامت باشند، روش‌های جایگزین محدودی وجود دارد. مهم‌ترین گزینه، «نظارت و انتظار» در بیماران با سنگ‌های بی‌علامت است؛ در این موارد، خطر عوارض نسبتاً کم است و بسیاری از بیماران هرگز علامتی پیدا نمی‌کنند. برای سنگ‌های کلسترولی کوچک (کمتر از ۵ میلی‌متر)، داروهای خوراکی حل‌کننده سنگ مانند اسید اورسودوکسی کولیک (UDCA) می‌توانند طی ۶ تا ۲۴ ماه سنگ را حل کنند، اما میزان موفقیت پایین است (۳۰ تا ۵۰ درصد) و عود بالایی دارد (تا ۵۰ درصد در ۵ سال). سنگ‌شکنی با امواج شوک برون‌اندامی (ESWL) سنگ‌ها را خرد می‌کند، اما به دلیل عود بالا و آسیب احتمالی به بافت کبد، امروزه به ندرت استفاده می‌شود. کوله‌سیستوستومی(Cholecystostomy) از راه پوست (قرار دادن یک لوله تخلیه از طریق پوست به داخل کیسه صفرا) یک روش موقت و تسکینی در بیماران بدحال با التهاب حاد کیسه صفرا است که توان جراحی ندارند؛ این روش به عنوان پل عمل می‌کند تا بیمار بهبود یابد و بعدا جراحی شود. در مجموع، جراحی لاپاراسکوپیک همچنان استاندارد طلایی درمان قطعی است و روش‌های جایگزین بیشتر در موارد خاص و انتخابی به کار می‌روند.

جراحی پیوند کبد زمانی ضروری می‌شود که کبد به دلیل نارسایی حاد یا مزمن، دیگر نتواند کار طبیعی خود را انجام دهد و هیچ روش درمانی دیگری نتواند جان بیمار را نجات دهد. شایع‌ترین علت‌هایی که منجر به پیوند می‌شوند، بیماری‌های مزمن کبدی در مرحله انتهایی هستند: سیروز(cirrhosis) ناشی از هپاتیت مزمن به ویژه انواع B و C، بیماری کبدی ناشی از مصرف الکل، کلانژیت صفراوی اولیه و اسکلروزان(سفت شدن یا ایجاد بافت اسکار در یک بافت یا ارگان است)، و بیماری‌های ارثی متابولیک. در کودکان، مهم‌ترین علت «آترزی صفراوی» است؛ یعنی ناهنجاری مادرزادی مجاری صفراوی. همچنین سرطان‌های اولیه کبد در مراحل اولیه و محدود، و نارسایی حاد کبد (که می‌تواند بر اثر مصرف بیش از حد استامینوفن، هپاتیت ویروسی بسیار شدید یا مسمومیت با قارچ ایجاد شود) از دیگر مواردی هستند که نیاز به پیوند پیدا می‌کنند. اگر پیوند انجام نشود، این بیماری‌ها به نارسایی پیشرونده کبد، آسیب مغزی ناشی از تجمع سموم (انسفالوپاتی کبدی)، خونریزی‌های کشنده و در نهایت مرگ بیمار منجر می‌شوند.

پیوند کبد در اتاق عمل و با بیهوشی کامل انجام می‌شود و بسته به پیچیدگی، بین ۴ تا ۱۸ ساعت طول می‌کشد. جراح از طریق یک برش بزرگ در شکم (که گاهی تا قفسه سینه امتداد می‌یابد) به کبد دسترسی پیدا کرده، کبد بیمار را به طور کامل خارج می‌کند و کبد سالم اهداکننده را در جای آن قرار می‌دهد. سپس کبد جدید را به سرخرگ کبدی، ورید باب و وریدهای کبدی گیرنده وصل می‌کند (آناستوموز) و مجرای صفراوی را نیز ترمیم می‌نماید. کبد اهداکننده می‌تواند از یک فرد مرگ مغزی گرفته شود (پیوند کامل) یا از یک فرد زنده سالم که بخشی از کبد خود را اهدا می‌کند (پیوند از اهداکننده زنده). در نوع دوم، هم کبد اهداکننده و هم کبد گیرنده توانایی بازسازی دارند و ظرف چند ماه به اندازه طبیعی بازمی‌گردند. روش‌های مدرن شامل «کبد تقسیم شده» (یک کبد اهداکننده به دو گیرنده مختلف پیوند می‌شود) و «روش پگی‌بک» (اتصال کبد جدید به وریدهای کبدی موجود گیرنده برای کاهش عوارض) هستند. پس از جراحی، بیمار ۱ تا ۲ هفته در بیمارستان بستری می‌شود و برای جلوگیری از رد پیوند، باید تا پایان عمر داروهای سرکوب‌کننده سیستم ایمنی مصرف کند.

گاهی پیوند کبد به دلایلی مثل گسترش سرطان به نقاط دور، درگیری عروق اصلی، نارسایی چند عضو پیشرفته، یا وضعیت جسمانی بسیار بد بیمار (مثل بیماری شدید قلبی-ریوی یا عفونت فعال کنترل‌نشده) امکان‌پذیر نیست. در این موارد، روش‌های جایگزین محدود و عمدتا تسکینی به کار می‌روند. مهم‌ترین جایگزین‌ها عبارتند از: (۱) درمان‌های موضعی برای تومورهای کبدی که قابل پیوند نیستند: مثل آبلیشن با فرکانس رادیویی (RFA) که تومورهای کوچک (تا ۳ سانتی‌متر) را می‌سوزاند و شیمی‌امبولیزاسیون ترانس شریانی که در آن داروی شیمی‌درمانی مستقیما به شریان تغذیه‌کننده تومور تزریق می‌شود. (2) پلاسمافرزیس و دیالیز کبدی مصنوعی به عنوان درمان موقت برای پاکسازی سموم خون در نارسایی حاد کبد تا زمانی که بیمار بهبود یابد یا اهداکننده پیدا شود. (3) سلول درمانی و مهندسی بافت که هنوز در مرحله تحقیقاتی است؛ شامل تزریق سلول‌های سالم کبدی (هپاتوسیت) به داخل کبد بیمار یا طحال، اما هنوز به عنوان درمان استاندارد پذیرفته نشده است. در نارسایی حاد کبد ناشی از مصرف بیش از حد استامینوفن، تجویز زودهنگام ان‌استیل سیستئین به عنوان پادزهر می‌تواند از پیوند جلوگیری کند. باید توجه داشت که این روش‌های جایگزین اغلب نمی‌توانند جایگزین قطعی پیوند شوند و در بیشتر موارد نارسایی پیشرفته و برگشت‌ناپذیر کبد، پیوند تنها گزینه نجات‌بخش محسوب می‌شود.

جراحی برداشتن بخشی از کبد (هپاتکتومی) بیشتر برای درمان تومورهای بدخیم کبد انجام می‌گیرد. شایع‌ترین این تومورها، کارسینوم هپاتوسلولار (سرطان اولیه کبد) و تومورهایی هستند که از جای دیگر بدن به کبد پخش شده‌اند (متاستاز)، به ویژه متاستازهای سرطان روده بزرگ. همچنین این جراحی برای برداشتن تومورهای خوش‌خیمی که علامت ایجاد کرده‌اند یا در حال رشد هستند (مثل آدنوم کبد، همانژیوم بزرگ و هیپرپلازی کانونی ندولر) و نیز کیست‌های علامت‌دار که به دارو جواب نداده به کار می‌رود. گاهی بر اثر ضربه شدید، بخشی از کبد از بین می‌رود که جراح آن قسمت را برمی‌دارد. در همه این موارد، شرط اصلی موفقیت این است که قسمت سالم باقی‌مانده کبد آنقدر کارآمد باشد که بتواند بازسازی شود و تومور نیز به خارج از کبد گسترش نیافته باشد.

  • کارسینوم هپاتوسلولار (HCC) که به آن سرطان سلول‌های کبدی نیز گفته می‌شود، شایع‌ترین نوع سرطان اولیه کبد در بزرگسالان است. این سرطان در حال حاضر، در میان افراد مبتلا به سیروز، مهم‌ترین عامل مرگ و میر به شمار می‌رود و در سطح جهان، سومین علت مرگ ناشی از سرطان محسوب می‌شود.
  • آدنوم کبد: تومور خوش‌خیم ناشی از سلول‌های کبدی که اغلب با مصرف داروهای هورمونی یا استروژن مرتبط بوده و احتمال تبدیل بدخیم دارد.
  • همانژیوم بزرگ: شایع‌ترین تومور خوش‌خیم عروقی کبد که در ابعاد بزرگ ممکن است باعث درد یا پارگی شود، اما معمولا بدون علامت است.
  • هیپرپلازی کانونی ندولر (FNH): ضایعه خوش‌خیم کبدی با اسکار مرکزی که غالباً بدون علامت بوده و نیازی به درمان ندارد.

جراحی هپاتکتومی معمولا به روش باز انجام می‌شود؛ یعنی جراح از طریق یک برش بلند در دیواره شکم به کبد دسترسی پیدا کرده و تومور را همراه با مقداری بافت سالم اطراف آن برمی‌دارد. در بیست سال اخیر، روش لاپاراسکوپیک نیز رایج شده است. در این روش، چند برش کوچک ایجاد می‌شود و جراح با دوربین و ابزارهای باریک عمل را انجام می‌دهد که باعث آسیب کمتر به بافت‌ها، اقامت کوتاه‌تر در بیمارستان و بهبودی سریع‌تر می‌شود. انتخاب روش به اندازه و جای تومور و مهارت جراح بستگی دارد. در هر دو روش، جراح ابتدا با بیهوشی کامل و با کمک سونوگرافی حین عمل، نقشه عروق کبد را بررسی کرده و مرز تومور را دقیق تعیین می‌کند. سپس کبد را با ابزارهای مدرنی برش می‌دهد تا خونریزی کنترل شود. بعد از برداشتن ضایعه، لبه برش‌خورده را با بافت عضلانی بازسازی می‌کند و گاهی از استاپلرهای عروقی برای بستن رگ‌های بزرگ استفاده می‌شود. جراحی بسته به وسعت برداشت، بین ۳ تا ۱۰ ساعت طول می‌کشد و بیمار ۱ تا ۲ هفته در بیمارستان می‌ماند.

  • لاپاراسکوپیک یک روش جراحی کم‌تهاجمی است که در آن از طریق برش‌های کوچک و با کمک دوربین و ابزار باریک، اعمال جراحی داخل شکم انجام می‌شود.

در بیمارانی که به دلیل جای نامناسب تومور (نزدیک به رگ‌های اصلی)، عملکرد بسیار ضعیف کبد، یا بیماری‌های زمینه‌ای کنترل‌نشده نمی‌توان جراحی کرد، روش‌های کم‌تهاجمی دیگری به کار می‌رود. یکی از این روش‌ها، آبلیشن با فرکانس رادیویی است. این روش برای تومورهای کوچک (کمتر از ۳ تا ۵ سانتی‌متر) مناسب است.

  • آبلیشن با فرکانس رادیویی (RFA) یک روش کم‌تهاجمی است که با استفاده از امواج رادیویی با فرکانس بالا، گرما تولید کرده و سلول‌های توموری (مانند تومورهای کبد) را بدون نیاز به جراحی باز، از بین می‌برد.

 روش دیگر، کموآمبولیزاسیون ترانس شریانی است که در آن داروی شیمی‌درمانی را به شریان تغذیه‌کننده تومور تزریق کرده و آن شریان را می‌بندند. این روش برای تومورهای بزرگ و متعدد کاربرد دارد. رادیوآمبولیزاسیون هم نوعی پرتودرمانی داخلی است که با تزریق رادیواکتیو به جریان خون تومور انجام می‌شود. درمان‌های سیستمیک شامل شیمی‌درمانی و ایمونوتراپی هستند. در نهایت، برای برخی بیماران با تومور اولیه محدود به کبد ولی سیروز شدید و کبد بسیار ضعیف، پیوند کبد یک راه نجات‌بخش است، به شرطی که اندازه و تعداد تومورها از حد مشخصی فراتر نرود و تومور به خارج از کبد پخش نشده باشد.

جراحی های فتق (باز و لاپاراسکوپی، فتق نافی، فتق فمورال، فتق اینسیژن)

فتق نافی در نوزادان اغلب تا ۴ یا ۵ سالگی خودبه‌خود بسته می‌شود، اما در بزرگسالان به دلیل چاقی، بارداری، فشار مزمن شکمی یا آسیت ایجاد می‌گردد و معمولا به دلیل خطر عوارضی مثل گرفتگی روده، نیاز به جراحی دارد. فتق فمورال درست زیر رباط کشاله ران و در مسیر عروق ران ایجاد می‌شود، در زنان مسن شایع‌تر است و به دلیل خطر بسیار بالای خفه شدن (قطع خونرسانی روده در کیسه فتق)، به محض تشخیص حتی بدون علامت باید جراحی شود. فتق اینسیژنال(اینسیژن) در محل اسکار جراحی قبلی روی شکم ایجاد می‌شود و علل آن شامل عفونت محل عمل، دیابت، چاقی، مصرف کورتیکواستروئیدها و افزایش فشار داخل شکم است. این نوع فتق خودبه‌خود خوب نمی‌شود و در صورت ایجاد درد، بزرگ شدن یا اختلال عملکرد، نیاز به جراحی دارد.

  • کورتیکواستروئیدها گروهی از هورمون‌های استروئیدی هستند که در قشر غده فوق کلیوی ساخته می‌شوند و انواع طبیعی و سنتزی آن‌ها به دلیل اثرات قوی ضدالتهابی، سرکوب‌کننده سیستم ایمنی و تنظیم متابولیسم در درمان بسیاری از بیماری‌ها (مانند آسم، آرتریت روماتوئید، آلرژی‌های شدید و بیماری‌های خودایمنی) استفاده می‌شوند.

در جراحی باز، جراح یک برش مستقیم به طول ۴ تا ۶ سانتی‌متر روی محل فتق ایجاد می‌کند. کیسه فتق را پیدا کرده و محتویات آن (معمولا روده) را به داخل شکم برمی‌گرداند. سپس با استفاده از یک مش مصنوعی (پلی‌پروپیلن) محل ضعف دیواره را تقویت کرده و مش را با بخیه‌های غیرقابل جذب به بافت‌های اطراف متصل می‌کند. از مزایای روش باز می‌توان به امکان انجام آن با بی‌حسی موضعی یا نخاعی (عدم نیاز به بیهوشی عمومی در بسیاری موارد)، هزینه کمتر نسبت به لاپاراسکوپی، و مناسب بودن برای بیمارانی که سابقه جراحی لگن و چسبندگی شدید دارند اشاره کرد. معایب این روش شامل برش بزرگتر و اسکار قابل مشاهده، درد بیشتر در روزهای اول پس از جراحی، دوره نقاهت طولانی‌تر (بازگشت به کار معمولا ۲ تا ۴ هفته)، و خطر کمی بیشتر عفونت محل زخم است. روش باز برای فتق‌های بزرگ، فتق‌های عود کرده پس از لاپاراسکوپی، و بیمارانی که بیهوشی عمومی برایشان خطرناک است، همچنان یک گزینه مناسب و استاندارد محسوب می‌شود.

در جراحی لاپاراسکوپی، جراح چند برش کوچک (۰.۵ تا ۱ سانتی‌متر) روی شکم ایجاد می‌کند. از یک برش گاز دی‌اکسید کربن تزریق کرده و سپس دوربین و ابزارهای باریک را وارد حفره شکم می‌کند. از داخل، محتویات فتق را به جای خود برمی‌گرداند و یک مش (از جنس پلی‌پروپیلن یا مواد پیشرفته‌تر) را روی محل ضعف قرار می‌دهد و با استپلر، چسب مخصوص یا بخیه تثبیت می‌کند. مزایای اصلی این روش عبارتند از: دوره نقاهت کوتاه‌تر (بازگشت به فعالیت عادی طی ۱ تا ۲ هفته)، درد پس از عمل به مراتب کمتر، اسکارهای بسیار کوچک، خطر کمتر عفونت زخم، و امکان بررسی و ترمیم همزمان فتق دو طرفه در یک جراحی. معایب آن شامل نیاز به بیهوشی عمومی در همه موارد، هزینه بالاتر، وابستگی شدید به مهارت جراح (منحنی یادگیری طولانی)، و خطرات نادر خاص لاپاراسکوپی مثل آسیب به عروق بزرگ شکمی (آئورت یا ورید اجوف)، آسیب به روده یا مثانه، و ایجاد فتق در محل ورود ابزارها. میزان عود فتق در هر دو روش با استفاده از مش، کمتر از ۱ تا ۲ درصد است و تفاوت معناداری بین دو روش وجود ندارد

اگر بیمار به دلیل شرایط جسمانی وخیم (بیماری شدید قلبی-ریوی، نارسایی پیشرفته کبدی، اختلالات انعقادی درمان‌ناپذیر، سرطان منتشر) ریسک بالای بیهوشی داشته باشد، یا خودش کاملا جراحی را نپذیرد، روش‌های غیرجراحی فقط تسکینی و برای مدیریت علائم و جلوگیری از عوارض حاد به کار می‌روند. مهم‌ترین جایگزین، استفاده از کمربند یا زاپاس فتق است که با فشار ملایم از بیرون، از بیرون زدن کیسه فتق جلوگیری می‌کند و درد برخی بیماران را کاهش می‌دهد، اما فتق را درمان نمی‌کند و استفاده طولانی ممکن است به بافت‌های اطراف آسیب بزند. مدیریت سبک زندگی شامل کاهش وزن، درمان سرفه مزمن با داروهای استنشاقی، و پرهیز از بلند کردن اجسام سنگین می‌تواند از پیشرفت فتق بکاهد. در موارد اورژانسی فتق خفه شده که بیمار توان جراحی ندارد، گاهی پزشک با احتیاط زیاد و زیر بی‌حسی موضعی، فتق را با دست به داخل برمی‌گرداند. فیزیوتراپی و تمرینات تقویت عضلات شکم در فتق‌های بسیار کوچک و بی‌علامت می‌تواند به کاهش فشار روی محل ضعف کمک کند، اما هیچ مدرکی مبنی بر بسته شدن کامل فتق با این روش وجود ندارد. باید توجه داشت که هیچ یک از این روش‌ها به اندازه جراحی موثر نیستند و فقط برای بیمارانی به کار می‌روند که جراحی برایشان ممنوع است؛ در این موارد، نظارت دقیق پزشکی برای تشخیص زودهنگام عوارض ضروری است.

جراحی سینه (ماستکتومی ساده و رادیکال)

جراحی سینه یکی از اصلی‌ترین و موثرترین روش‌های درمان سرطان پستان است و معمولا اولین گزینه درمانی برای بیشتر مبتلایان به این بیماری محسوب می‌شود. هدف اصلی این جراحی‌ها، خارج کردن کامل بافت سرطانی و جلوگیری از گسترش بیماری به سایر نقاط بدن است. سرطان پستان شایع‌ترین نوع بدخیمی در میان زنان سراسر جهان است و سالانه میلیون‌ها زن به آن مبتلا می‌شوند. اگر به موقع درمان نشود، سلول‌های سرطانی می‌توانند از راه عروق لنفاوی و خونی به غدد لنفاوی زیر بغل و سپس به اندام‌های دور مانند ریه‌ها، کبد، استخوان‌ها و مغز بروند و جان بیمار را به خطر بیندازند. جراحی سینه نه تنها شانس بقا و بهبودی را به شدت افزایش می‌دهد، بلکه در موارد پیشرفته و درگیری گسترده، تنها راه نجات بیمار است. افزون بر درمان سرطان، در زنان با ریسک ژنتیکی بسیار بالا مثل جهش در ژن‌ها، جراحی سینه به عنوان روش پیشگیرانه (ماستکتومی) انجام می‌شود که خطر ابتلا به سرطان پستان را تا حدود ۹۰ درصد کاهش می‌دهد.

ماستکتومی ساده (یا کامل) نوعی جراحی است که در آن تمام بافت پستان شامل پوست و سایر قسمت‌های آن برداشته می‌شود، اما غدد لنفاوی زیر بغل و عضلات زیر پستان خارج نمی‌گردند. این روش بیشتر برای ماستکتومی‌های پیشگیرانه (در زنان با ریسک ژنتیکی بالا) و یا در مراحل اولیه سرطان که تومور به بافت‌های زیرین نفوذ نکرده است، به کار می‌رود. در مقابل، ماستکتومی رادیکال گسترده‌ترین نوع برداشت بافت است؛ در این روش جراح همه بافت پستان، غدد لنفاوی زیر بغل و عضلات سینه‌ای زیر پستان را به طور کامل برمی‌دارد. امروزه این روش به ندرت و فقط در مواردی استفاده می‌شود که سرطان به طور گسترده به عضلات دیواره قفسه سینه نفوذ کرده باشد، زیرا ثابت شده ماستکتومی رادیکال اصلاح‌شده (که عضلات را حفظ می‌کند) به همان اندازه مؤثر است و آسیب کمتری به ظاهر و عملکرد سینه می‌زند.

جراحی به موقع سینه از نظر مهار کامل بیماری و حفظ جان بیمار، نقشی حیاتی و غیرقابل انکار دارد. تشخیص زودهنگام سرطان و انجام جراحی در مراحل اولیه، شانس بقای پنج ساله را به بیش از ۹۰ درصد می‌رساند، در حالی که تاخیر در جراحی می‌تواند به تهاجم موضعی، درگیری گسترده غدد لنفاوی و پخش شدن سرطان به نقاط دور منجر شود که در آن صورت درمان بسیار دشوارتر و پیش‌آگهی بیماری به شدت بدتر می‌گردد. افزون بر نجات زندگی، جراحی به موقع از پیشرفت بیماری به سمت دردهای مزمن، زخم‌های بدخیم باز، خونریزی‌های کنترل‌ناپذیر و عوارض ناشی از پخش شدن به استخوان و ریه جلوگیری می‌کند. همچنین در موارد پیشگیرانه، انجام ماستکتومی در زنان مستعد ژنتیکی پیش از بروز سرطان، میزان ابتلا را به شدت کاهش می‌دهد و نیاز به درمان‌های سنگین بعدی مثل شیمی‌درمانی و رادیوتراپی را برطرف می‌کند. به عبارت دیگر، جراحی سینه نه تنها یک اقدام درمانی، بلکه در بسیاری از موارد اقدامی نجات‌بخش و پیشگیرانه است که زمان انجام آن تاثیر مستقیم بر نتیجه نهایی درمان دارد.

در بیمارانی که به دلیل شرایط جسمانی وخیم (بیماری شدید قلبی-عروقی، نارسایی پیشرفته کبدی یا ریوی، اختلالات انعقادی درمان‌ناپذیر و سرطان پخش شده به نقاط دور) قادر به تحمل جراحی نیستند یا تومور آنقدر پیشرفته است که برداشتن کامل آن ممکن نیست، روش‌های غیرجراحی به عنوان جایگزین به کار می‌روند. شیمی‌درمانی سیستمیک می‌تواند به عنوان درمان اصلی برای کنترل بیماری، کاهش حجم تومور و افزایش طول عمر بیمار استفاده شود. در تومورهایی که گیرنده هورمونی مثبت دارند، هورمون‌درمانی رشد سلول‌های سرطانی را متوقف کرده و می‌تواند جایگزین مناسبی برای جراحی در زنان مسن باشد. رادیوتراپی (پرتودرمانی) با دوز بالا و هدفمند می‌تواند تومور موضعی را کوچک کند، خونریزی را کنترل و درد را کاهش دهد، اما به تنهایی قادر به درمان قطعی سرطان پیشرفته نیست. در تومورهای با جهش HER2 مثبت، درمان هدفمند با داروهای مناسب نتایج بسیار مطلوبی دارد. همچنین در تومورهای بسیار کوچک و محدود (مراحل بسیار زودرس) در بیمارانی که جراحی برایشان ممنوع است، رادیوتراپی به تنهایی یا ترکیب رادیوتراپی با براکی‌تراپی می‌تواند به عنوان درمان اصلی با حفظ ظاهر سینه به کار رود. باید توجه داشت که روش‌های غیرجراحی اگرچه در موارد منتخب موثرند، اما نمی‌توانند جایگزین قطعی جراحی در سرطان‌های قابل برداشت باشند و انتخاب هر روش باید پس از مشاوره با تیم چندتخصصی انکولوژی و بر اساس شرایط منحصر به فرد هر بیمار صورت گیرد.

  • در تومورهای با جهش HER2 (برخلاف افزایش تعداد کپی ژن)، پروتئین HER2 به‌طور غیرعادی فعال می‌شود و باعث رشد و تکثیر سلول‌های سرطانی می‌گردد. این جهش‌ها در برخی سرطان‌ها مانند ریه، سینه و روده دیده شده و ممکن است با مهارکننده‌هایی هدف درمانی قرار گیرند.

جراحی های تیروئید و غدد درون ریز(لوبکتومی، تیروئیدکتومی)

غدد درون‌ریز، از جمله غده تیروئید، هورمون‌های حیاتی را وارد جریان خون می‌کنند و از این راه بر تمام سلول‌های بدن تاثیر می‌گذارند. این هورمون‌ها وظایفی مانند تنظیم سوخت‌وساز، رشد، دمای بدن و ضربان قلب را بر عهده دارند. در این ناحیه، جراحی برای بیماری‌های بدخیم، گره‌های مشکوک به سرطان، پرکاری تیروئید مقاوم به درمان، گواترهای فشاری و کیست‌های علامت‌دار انجام می‌شود. روش‌های رایج شامل لوبکتومی و تیروئیدکتومی هستند که طی آن جراح با ایجاد برش در گردن (و گاهی با رویکردهای کم‌تهاجمی) بافت تیروئید را برمی‌دارد. در مواردی که جراحی ممکن نیست یا پیش از آن، درمان‌های دارویی، ید رادیواکتیو و پیگیری فعال جایگزین خواهند بود. انتخاب روش مناسب بر عهده تیم جراحی و غدد خواهد بود.

غدد درون‌ریز سامانه‌ای هورمونی به شمار می‌روند که پیام‌رسان‌های شیمیایی را مستقیما در خون ترشح می‌کنند و به این ترتیب، فعالیت همه سلول‌ها و اندام‌های بدن را هماهنگ می‌سازند. در میان این غدد، تیروئید جایگاه ویژه‌ای دارد؛ چراکه در سوخت‌وساز پایه، تنظیم دمای بدن، رشد و تکامل دستگاه عصبی و همچنین عملکرد قلب و گوارش نقش دارد. این غده پروانه‌شکل با ساختن هورمون‌های T3 و T4، میزان مصرف انرژی بدن را کنترل می‌کند و برای حفظ سلامت و تعادل متابولیک ضروری است. هر گونه اختلال در کار تیروئید می‌تواند به کم‌کاری (هیپوتیروئیدیسم) با نشانه‌هایی مانند خستگی و افزایش وزن، یا پرکاری (هیپرتیروئیدیسم) با علائمی همچون تپش قلب و کاهش وزن بی‌دلیل منجر شود. در شرایطی که درمان دارویی نتیجه‌بخش نباشد، جراحی تیروئید راهی ضروری برای پیشگیری از عوارض جدی و نجات زندگی بیمار خواهد بود.

جراحی تیروئید در چند وضعیت بالینی ضرورت می‌یابد. شایع‌ترین دلیل، سرطان تیروئید است که در این موارد، تیروئیدکتومی کامل (برداشتن تمام غده) همراه با تخلیه غدد لنفاوی مجاور انجام می‌شود. گره‌ها تیروئید مشکوک که نمونه‌برداری از آنها نتیجه قطعی نداشته باشد یا بزرگ و فشارآور باشند، از دیگر نشانه‌های جراحی هستند. همچنین پرکاری شدید تیروئید (هیپرتیروئیدیسم) که به درمان دارویی یا ید رادیواکتیو پاسخ ندهد و همچنین پرکاری در دوران بارداری، از مواردی است که جراحی توصیه می‌شود. از سوی دیگر، گواترهای بزرگ که با فشار بر نای و مری باعث تنگی نفس، اختلال در بلع یا گرفتگی صدا می‌شوند، نیاز به مداخله جراحی پیدا می‌کنند. در نهایت بیماری‌های خوش‌خیم مانند آدنوم‌های سمی تولیدکننده هورمون یا کیست‌های علامت‌دار از دیگر مواردی هستند که جراحی برای آنها توصیه می‌گردد.

  • گره‌های تیروئید، توده‌های جامد یا کیستیک پر از مایع هستند که در داخل غده تیروئید ایجاد می‌شوند. اکثر آن‌ها خوش‌خیم و بدون علامت هستند، اما درصد کمی ممکن است بدخیم بوده و نیاز به بررسی با سونوگرافی و نمونه‌برداری داشته باشند.
  • گواترهای بزرگ به افزایش اندازه غده تیروئید گفته می‌شود که ممکن ناشی از کمبود ید، بیماری‌های خودایمنی یا گره‌های متعدد باشد. این گواترها می‌توانند با فشار به نای، مری یا عروق گردن، علائمی مانند تنگی نفس، مشکل در بلع یا گرفتگی صدا ایجاد کنند.

لوبکتومی تیروئید یا همی‌تیروئیدکتومی به برداشتن تنها یک لوب (نیمی) از غده تیروئید گفته می‌شود. این روش بیشتر برای گره‌های خوش‌خیم، تومورهای کوچک بدخیم (زیر ۴ سانتی‌متر با تهاجم کم) و برخی موارد پرکاری کاربرد دارد. مزیت آن حفظ بخشی از عملکرد تیروئید است؛ به گونه‌ای که حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد بیماران پس از این جراحی نیازی به مصرف هورمون ندارند. تیروئیدکتومی کامل یعنی برداشتن تمام بافت تیروئید که برای درمان سرطان‌های پیشرفته، گواترهای دوطرفه و پرکاری شدید تیروئید روش استاندارد طلایی محسوب می‌شود؛ در این حالت بیمار تا پایان عمر به هورمون درمانی نیاز خواهد داشت. جراحی زیر بیهوشی عمومی و با یک برش عرضی کوچک در جلوی گردن (روش کلاسیک) انجام می‌شود. امروزه در بسیاری از مراکز، از روش کم‌تهاجمی با برش ۲ تا ۴ سانتی‌متری و با کمک لنزهای بزرگ‌نمایی، ابزارهای پیشرفته انعقادی (الکتروکوتر، اسکالپل اولتراسونیک) و در مواردی مانیتورینگ عصب راجعه حنجره (برای پیشگیری از آسیب تارهای صوتی) استفاده می‌شود.

  • الکتروکوتر (الکتروکاتری) وسیله‌ای است که با عبور جریان الکتریکی فرکانس بالا از یک پروب فلزی، حرارت ایجاد کرده و بافت را برش می‌دهد یا رگ‌های خونی را سوزانده و می‌بندد. این ابزار به‌طور گسترده در جراحی‌های باز و لاپاراسکوپی برای کاهش خونریزی و ایجاد برش دقیق استفاده می‌شود.
  • اسکالپل اولتراسونیک (چاقوی اولتراسونیک) ابزاری جراحی است که با ارتعاشات فراصوتی با فرکانس بالا، همزمان بافت را برش داده و رگ‌های خونی را منعقد (بسته) می‌کند. این دستگاه باعث کاهش خونریزی، آسیب حرارتی کمتر به بافت‌های مجاور و بهبود دید حین عمل می‌شود.

در بیمارانی که جراحی برای آنها ممنوعیت دارد (مانند ناپایداری شدید قلبی-عروقی یا اختلالات انعقادی درمان‌ناپذیر) یا وسعت تومور برداشت کامل را ناممکن ساخته است، روش‌های غیرجراحی متعددی به عنوان خط اول درمان به کار می‌روند. برای پرکاری تیروئید ، ید رادیواکتیو گزینه اصلی است که با از بین بردن سلول‌های پرکار، فعالیت غده را کاهش می‌دهد. همچنین داروهای ضدتیروئید مانند متیمازول و پروپیل‌تیوراسیل برای کنترل هورمون‌ها استفاده می‌شوند. برای گره‌های خوش‌خیم تیروئید، فرسایش با فرکانس رادیویی (RFA) روش‌ کم‌تهاجمی می‌باشد که حجم گره را بدون جراحی کاهش می‌دهند. در سرطان‌های تمایز یافته تیروئید که جراحی ممکن نیست و یا در موارد متاستاتیک، رادیو یددرمانی (در تومورهای گیرنده ید) و درمان‌های هدفمند مولکولی جایگزین می‌شوند. در نهایت، برای گره‌های کاملا خوش‌خیم و بی‌علامت، نظارت فعال با سونوگرافی دوره‌ای روشی ایمن و مؤثر است که بیمار را از هر گونه مداخله بی‌نیاز می‌کند.

آپاندکتومی اورژانسی زمانی انجام می‌گیرد که آپاندیس (زائده کوچکی در ابتدای روده بزرگ) به دلیل انسداد مجرای داخلی‌اش دچار التهاب و عفونت حاد شود؛ به این حالت آپاندیسیت می‌گویند. شایع‌ترین علت انسداد عبارتند از: بزرگ شدن غدد لنفاوی دیواره آپاندیس (معمولا پس از عفونت‌های ویروسی)، تومورهای خوش‌خیم یا بدخیم، و به ندرت جسم خارجی یا انگل. اگر جراحی فوری انجام نشود، آپاندیس متورم شده و طی ۲۴ تا ۷۲ ساعت پاره می‌شود. در این حالت، چرک داخل آپاندیس به درون حفره شکم می‌ریزد و باعث پریتونیت منتشر، آبسه لگنی، عفونت خون و حتی مرگ بیمار می‌گردد. بنابراین به محض تشخیص آپاندیسیت حاد (که با علائمی مثل درد ناگهانی اطراف ناف که به سمت پایین و راست شکم می‌رود، تب، تهوع و تغییرات آزمایش خون شناخته می‌شود)، جراحی اورژانسی به عنوان بهترین روش درمانی در سریع‌ترین زمان (اغلب ظرف ۲۴ ساعت) انجام می‌شود.

  • پریتونیت منتشر، التهاب گسترده و حاد صفاق (غشای پوشاننده دیواره شکم و احشاء) است که معمولا در اثر نشت محتویات آلوده مانند چرک، خون، صفرا یا محتویات روده به داخل حفره شکم ایجاد می‌شود. این وضعیت یک اورژانس جراحی محسوب شده و در صورت عدم درمان سریع (با آنتی‌بیوتیک و جراحی جهت رفع منبع آلودگی)، می‌تواند به عفونت خون، شوک و نارسایی چندعضوی منجر شود.

آپاندکتومی به دو روش اصلی انجام می‌گیرد. روش لاپاراسکوپیک (کم‌تهاجمی) امروزه در بسیاری از مراکز رایج است: جراح چند برش کوچک (۵ تا ۱۰ میلی‌متر) روی شکم ایجاد کرده، از یک برش گاز دی‌اکسید کربن تزریق می‌کند تا فضای کار باز شود، سپس دوربین (لاپاراسکوپ) و ابزارهای باریک را وارد حفره شکم می‌کند. جراح آپاندیس ملتهب را پیدا کرده، پایه آن را با استاپلر، کلیپ یا بخیه می‌بندد (لیگیت می‌کند)، سپس آپاندیس را از بافت‌های اطراف جدا کرده و از راه یکی از برش‌ها خارج می‌سازد. روش باز از طریق یک برش ۲ تا ۴ سانتی‌متری در سمت راست پایین شکم انجام می‌شود. این روش در موارد آپاندیسیت پیشرفته (پارگی با آبسه گسترده، چسبندگی شدید، بارداری پیشرفته) یا وقتی لاپاراسکوپی در دسترس نباشد، ترجیح داده می‌شود. در هر دو روش، بیمار زیر بیهوشی عمومی قرار می‌گیرد و معمولا ۱ تا ۳ روز در بیمارستان می‌ماند. مزایای روش لاپاراسکوپیک عبارتند از: درد کمتر، اسکار کوچک‌تر، کاهش خطر عفونت محل زخم و بازگشت سریع‌تر به فعالیت‌های روزانه.

در شرایطی که جراحی فوری به دلایلی مثل بیماری شدید قلبی-ریوی، اختلالات انعقادی کنترل‌نشده، یا خونی همراه با شوک و نارسایی چند عضوی که بیمار توان تحمل بیهوشی را ندارد، امکان‌پذیر نباشد، یا در مراکز فاقد امکانات جراحی، روش‌های غیرجراحی به عنوان جایگزین موقت یا طولانی‌مدت به کار می‌روند. مهم‌ترین جایگزین، درمان آنتی‌بیوتیکی وریدی است. در بیمارانی که آپاندیسیت شان پیشرفته نیست (هنوز پاره نشده) و با دقت انتخاب می‌شوند (بر اساس سی‌تی اسکن)، آنتی‌بیوتیک می‌تواند جراحی را به تاخیر بیندازد یا گاهی بدون جراحی بهبودی ایجاد کند. اما خطر عود آپاندیسیت طی یک سال حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد است و اگر پارگی رخ دهد، مرگ و میر به شدت بالا می‌رود. درناژ آبسه از راه پوست (با هدایت سی‌تی اسکن یا سونوگرافی) در مواردی که آپاندیسیت با آبسه موضعی همراه است، روش موقتی برای خارج کردن چرک و کاهش علائم است، اما معمولا ۶ تا ۸ هفته بعد نیاز به آپاندکتومی انتخابی (غیراورژانسی) خواهد بود. درمان تسکینی و حمایتی شامل مایعات وریدی، مسکن‌ها و کنترل تب در بخش مراقبت‌های ویژه است تا وضعیت عمومی بیمار تثبیت شود و بعدا بتوان جراحی کرد. با این حال، این روش‌ها هرگز جایگزین قطعی آپاندکتومی نیستند و آپاندکتومی اورژانسی همچنان ایمن‌ترین و موثرترین راه برای نجات بیمار مبتلا به آپاندیسیت حاد محسوب می‌شود.

درخواست رایگان مشاوره

با تکمیل فرم زیر کارشناسان ما در اسرع وقت با شما تماس خواهند گرفت